
آتش روشن کردن در یلدا: از آنجا که آتش در دیدگاه گذشتگان نماد روشنی و خورشید بود و برخی آن را برای رفع تاریکی و نحسی اهریمن مفید میدانستند، برای فراری دادن تاریکیها آتش روشن میکنند تا محفلی گرم در کنار یکدیگر ایجاد کنند
قصهخوانی و مثل گویی در شب یلدا: در شب یلدا خانوادهها دورهم جمع میشوند و به شعر و داستان خوانی بزرگترها گوش فرا میدهند. قصههایی غیر واقعی که قهرمان آنها پریان و دیوها و جانوران هستند. این داستانها بسته به فرهنگ هر شهر یا استانی متفاوت است، بهعنوان مثال قصه حسین کرد شبستری در میان آذربایجانیها و داستانهای شاهنامه در بین خراسانیها رایج است.
فال حافظ و شاهنامهخوانی در شب یلدا: شاهنامهخوانی و فال حافظ در شبهای یلدا یکی دیگر از سرگرمیهایی است که از دیرباز مرسوم بوده است، برای تفآل زدن به حافظ مخاطب نیت میکند و بزرگ مجلس که قرار است فال بگیرد از او میخواهد این جمله را با خود تکرار کند: ای حافظ شیرازی، تو کاشف هر رازی، من طالب یک فالم، بر من نظر اندازی…
و سپس دیوان را بازکرده و غزل بالای سمت راست را خوانده چرا که جواب تفأل است اگر با وسط غزل مواجه شدند فال باید از ابتدای غزل یعنی صفحه پشت خوانده شود. پس از اینکه غزل خوانده شد آن را تفسیر میکنند. چنانچه فال با محتوای مثبت از آب درآمد یعنی فال خوب است اما اگر منفی بود یعنی بد است البته ناگفته نماند تمامی غزلیات حافظ محتوایی روحیه بخش و عاشقانه دارند، شاهنامهخوانی هم که جز جدایی ناپذیرترین برنامههای شب یلدا است.
چیدمان سفره شب یلدا: چیدن سفره شب یلدا با انواع خوراکیها و تنقلات یکی از آیینهای این شب بهیادماندنی است که شامل آجیلهای مخصوص و میوههایی همچون انار و هندوانه و دیگر تنقلات است، درگذشته سفرهای با اسم میَزد پهن و از میوههای خاص خشک و تر و آجیل و یا به اصطلاح زرتشتیان لُرک در سفره استفاده میشده، از سایر اجزای سفرههای قدیم یلدا میتوان به عطردان، آتشدان، بخوردان و بَرسَم که ابزاری از جنس نقره و برنج برای دعاخوانی بود، اشاره کرد.
اصلیترین میوه شب یلدا انار است که گذشتگان آن را مایه برکت و باروری میدانستند و این تفسیر را به خاطر دانههای زیاد آن مطرح کردند و همچنین رنگ قرمزی که دارد نماد خورشید و شادی است. انار در دین زرتشتی از مقدسات محسوب میشود و از درختان مینوی است و در مراسم دینی زرتشتیان از شاخهها و میوه آن استفاده میشود.
هندوانه هم همانند انار از میوههای شب یلدا است، همانطور که هندوانه یک میوه تابستانی است بنابراین علاوه بر رنگ سرخش یادآور حرارت و گرمای تابستان و همچنین نماد خورشید است، البته از سایر میوهها و مرکبات همچون پرتقال، سیب، خرمالو و یا حتی کدو تنبل و لبو هم استفاده میشود.
آجیل و تنقلات ازجمله مغز پسته، بادام، گردو، فندق، تخمه هندوانه، نخود برشته و شاهدانه و در کنار آن توت و انجیر خشک در سفره یلدا از شام مهمتر از آنجاکه نگهداری طولانیمدت میوهها درگذشته راحت نبود برای همین اقدام به خشککردن آنها میکردند، امروزه خوراکیها و تنقلات دیگر ازجمله پشمک یا باسلق نیز در سفره شب یلدا بکار میرود.
منبع:
www.imna.ir

شب یلدا، درازترین شب سال و یکی از بزرگترین جشنهای ایرانیان است. ایرانیان همواره شیفته شادی و جشن بودهاند و این جشنها را با روشنایی و نور میآراستند. آنها خورشید را نماد نیکی میدانستند و در جشنهایشان آن را ستایش میکردند. در درازترین و تیرهترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری مییابد. مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن، طلوع خورشید و سپیده دم را انتظار میکشند تا خود شاهد دمیدن خورشید باشند و آن را ستایش کنند. خوردن خوراکیها و مراسم دیگر در این شب بهانهای است برای بیدار ماندن.
منبع:
www.fidibo.com

زینب (۵ یا ۶ق- ۶۲ق) دختر امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) بود. بر اساس روایات، نامگذاری حضرت زینب (س)، توسط پیامبر اسلام(ص) صورت گرفت. او به هنگام حضور امیرالمؤمنین(ع) در کوفه به زنان تفسیر قرآن آموزش میداد.
زینب همسر عبدالله بن جعفر بود و در واقعه کربلا در کنار برادرش امام حسین(ع) حضور داشت. امام حسین(ع) هنگام وداع در روز عاشورا از حضرت زینب خواست او را در نماز شبش دعا کند. با پایان یافتن جنگ، زینب و دیگر بازماندگان کاروان امام(ع) به اسارت درآمدند و به کوفه و از آنجا به شام برده شدند.
خطبه حضرت زینب در کوفه و نیز در شام (در مجلس یزید)، معروف است. خطبه او در مجلس یزید، حاضران را تحت تأثیر قرار داد و یزید مجبور شد جنایت و قتل امام حسین (ع) را به گردن ابن زیاد بیندازد و او را لعن کند.
او را به سبب مصیبتهای فراوانی که دیده، اُمّ المَصائب لقب دادهاند. درباره محل دفن زینب(س) اختلاف است و حرم حضرت زینب در شام و مقام السیدة زینب در مصر منسوب به اوست.
منبع:
fa.wikishia.net

پنجم جمادی الاول مصادف با ۱۱ دی روز ولادت با سعادت حضرت زینب بانوی قهرمان کربلا و پرچم دار نهضت پس از شهادت امام حسین علیه السلام است. حضرت زینب سومین فرزند حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها هستند این روز در ایران به نام روز پرستار ثبت شده است.
علت نام گذاری این روز به نام «روز پرستار» این است که حضرت زینب پرستاری امام زمانش حضرت زین العابدین علیه السلام و دیگر بیماران و مصیبت زدگان کربلا را بر عهده داشت و ضمن این که رسالت مهم نگهداری و تبلیغ از نهضت حسینی را به خوبی انجام داد، از پرستاری بیماران کربلا نیز با تحمل آن همه سختیها و ناملایمات، آنی فروگذار نبود و تا آخرین رمق، دِین خود را به مکتب و رهبرش ادا کرد.

منبع:
www.iranketab.ir

جِین آستِن نویسنده قرن هجدهم و نوزدهم انگلیسی است که آثارش تأثیر گستردهای بر ادبیات غرب گذاشت. شناخت او از زندگی زنان و مهارتش در نشان دادن ظرائف زندگی او را به یکی از مشهورترین رماننویسان عصر خودش تبدیل کردهاست.
جین آستن در ۱۶ دسامبر ۱۷۷۵ در استیونتون، همپشر، جنوب شرقی انگلستان، به دنیا آمد. او هفتمین فرزند یک کشیش ناحیه بود. در سال ۱۸۰۱ که پدرش بازنشسته شد، خانوادهٔ آستن به بث نقل مکان کرد. پدرش در سال ۱۸۰۵ از دنیا رفت و جین آستن و مادرش چندبار نقل مکان کردند، تا سرانجام در سال ۱۸۰۹ در نزدیکی التن در همپشر ماندگار شدند. جین آستن در همین محل ماند و فقط چند بار به لندن سفر کرد. در مه ۱۸۱۷ به سبب بیماری به وینچستر کوچ کرد تا نزدیک پزشکش باشد، و در ژوئیهٔ ۱۸۱۷ همانجا درگذشت. جین آستن چند سالی از عمر خود را در شهر باث سپری کرد و این شهر به عنوان محل اقامت او مشهور است. مؤسسهای به نام «مرکز جین آستن» در خیابان «گی» در مرکز شهر باث موجود است که هر سال جشنوارهای به نام جشنواره جین آستن در این شهر برگزار میکند. رمانهای جین آستن از پرخوانندهترین آثار در ادبیات جهاناند و حدود دویست سال است که نسلهای پیاپی با کشش و علاقهٔ روزافزون، رمانهای او را میخوانند.
جین آستن در دوران نوجوانی نوشتن رمان را آغاز کرد. او در شش رمان دربارهٔ زندگی در اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم نوشت. چهار تا از این کتابها در یک دوره چهار ساله منتشر شدند که نشان دهنده سرعت نویسنده در نگارش بود. عقل و احساس، غرور و تعصب، مانسفیلد پارک و اِما کتابهایی بودند که در زمان حیات او چاپ شد. دو کتاب دیگر او پس از مرگش منتشر شد. کتاب هفتم او هیچگاه به پایان نرسید. آستن در دورانی که زنده بود کتابهایش را بدون نام چاپ میکرد و هیچکس نمیدانست که نویسنده کتاب، چه کسی است.
جین آستن، بر خلاف قهرمانهای رمانش، در طول عمر ۴۱ سالهاش هرگز ازدواج نکرد.
منبع:
www.wikipedia.org