کتابخانه عمومی شهید مطهری حسن آباد
کتابخانه عمومی شهید مطهری حسن آباد

کتابخانه عمومی شهید مطهری حسن آباد

اینفوگرافیک رمان محاکمه نوشته کافکا

منبع:

رمان-محاکمه/https://kafebook.ir

معرفی کتاب ترغیب نوشته جین آستین

جین آستین (Jane Austen) متولد سال ۱۷۷۵ در شرق انگلستان است. او در خانواده‌ای هفت‌نفره زندگی می‌کرد و پدرش کشیش بود. رمان‌های او بعد از دویست سال، هنوز مخاطب را پای داستان نگه می‌دارد. این جاذبه نشان از هنر قوی نویسنده است که توانسته خالق داستان‌هایی باشد که نسل‌های بعد هم از خواندنش لذت ببرند. او نویسنده‌ای است که کتاب‌هایش همواره جزء پرفروش ترین کتاب های ادبیات جهان هستند.

جین آستین زن‌ها را به‌عنوان قهرمان داستان‌هایش انتخاب می‌کرد. او سبک جدیدی در نوشتن انتخاب کرد. آستین معتقد بود که زنان نویسندۀ هم‌دوره‌اش داستان‌های خالی از جذابیت و کشش می‌نویسند. شناخت او از زنان و مهارتش در کنایه‌ها باعث شد که بتواند خیلی قوی‌تر از نویسندگان دیگر بنویسد.

چهار کتاب معروف غرور و تعصب، عقل و احساس، منسفیلد پارک و اِما در دوران حیات آستین به چاپ رسیدند. دو کتاب نورثنگر ابی و ترغیب پس ‌از مرگ او چاپ شدند. زمانی که در ۴۱سالگی درگذشت، کتاب‌های ناتمامی در دست داشت که هرگز به چاپ نرسیدند. جین آستین تا پایان عمر ۴۱ساله‌اش مجرد ماند و هرگز ازدواج نکرد. از کتاب‌های این نویسنده می‌توان آثار زیر را نام برد:

غرور و تعصب؛

عقل و احساس؛

نورثنگر ابی؛

صومعه شمالی؛

منسفیلد پارک؛

اِما؛

ترغیب.

آثار ناتمامی هم از جین آستین به یادگار مانده است:

النور و ماریان؛

واتسونها و لیدی سوزان؛

سَندایتن.

جین آستین بر ادبیات جهان تأثیر شگرفی گذاشت. پس ‌از گذشت دویست سال از دوران جین آستین، به‌خاطر قدردانی از او، تصویرش روی اسکانس دَه‌پوندی ایتالیا چاپ شد. سرانجام آستین به‌دلیلی نامشخص در سال ۱۸۱۷ درگذشت. مورخان هنوز نتوانسته‌اند علت مرگش را شناسایی کنند.

درباره کتاب ترغیب

بسیاری از افراد کتاب ترغیب را بهترین اثر جین آستین می‌دانند. این کتاب در سال ۱۸۱۸ و زمانی که آستین در قید حیات نبود، چاپ شد. کتاب ترغیب داستانی عاشقانه از یک زندگی پر از عشق است که بر اساس عقل شروع می‌شود.

این داستان از فضایی غم‌انگیز شروع می‌شود. همه‌چیز آن‌قدر زیبا و به‌هم‌پیوسته است که مخاطب را در خود غرق می‌کند. خواننده احساس نمی‌کند که در دویست سال قبل سیر می‌کند و تمام لحظه‌های کتاب را عمیقا حس می‌کند.

کتاب ترغیب جین آستین

شخصیت اصلی کتاب ترغیب دختری به‌نام آن الویت است. او کاپیتان ونت ورث را سال‌ها پس از جدایی‌شان دوباره می‌بیند. این دیدارِ دوباره برای هر دو طرف شکننده و سرد پیش می‌رود؛ چراکه هر دو به یاد گذشته و معیارهای نادرست‌شان می‌افتند. نوع برخورد و تصمیم‌های گذشتهٔ آنها باعث می‌شود که احساس شرم کنند.

داستان بر این دو شخصیت متمرکز می‌شود و باید دید آیا این دیدار دوباره آنها را به هم می‌رساند یا خیر؟ آیا این احساس پشیمانی منجر به شکل‌گیری رابطه‌شان می‌شود یا غرور مانع آن می‌شود؟ آیا پایان داستان، با ماجرایی غم‌انگیز و صمیمی روبه‌رو خواهیم شد و یا با خوشی به انتها می‌رسد؟

شاید اگر بدانید که کتاب ترغیب جزء پرفروش‌‌ترین کتاب‌های قرن حاضر است، بیشتر به خواندن آن علاقه‌مند شوید. بهتر است این کتاب را که به داشتن متنی قوی و ساده معروف است، بخوانید و از جذابیت‌های این رمان عاشقانه لذت ببرید.

ساختار کتاب ترغیب

کتاب ترغیب دارای ساختاری به‌هم‌پیوسته است. داستان آن گام‌به‌گام برای مخاطب روایت می‌شود. این کتاب دو بخش دارد. بخش اول و دوم بسیار به ‌هم نزدیک هستند. علت این تقسیم‌بندی تغییری نسبی در فضای حاکم‌ بر داستان است.

آیا این کتاب برای شماست؟

کتاب ترغیب انتخاب خوبی برای دوست‌داران آثار جین آستین خواهد بود. اگر آثار دیگر این نویسنده را خوانده‌اید، انتخاب کتاب ترغیب به شما این شانس را می‌دهد که یک بار دیگر اثری گیرا و زیبا از این نویسنده بخوانید. همچنین خواندن این کتاب به علاقه‌مندان به ادبیات جهان هم پیشنهاد می‌شود.

بخش‌هایی از کتاب ترغیب

چند سال پیش‌تر، ان الیوت دختر خیلی خوشگلی بود، اما زود از آب‌ورنگ افتاده بود. پدرش در اوج شکوفایی او هم چیز دندان‌گیری نمی‌دید (بس که چهره ظریف و چشم‌های میشی‌اش با پدرش فرق داشت)، چه رسد به این زمان که دیگر رنگ پریده و لاغر شده بود و اصلا نظر لطف پدر را جلب نمی‌کرد. ان که از قبل هم امید چندانی نداشت روزی اسمش در صفحه‌ای از صفحات کتاب مورد علاقه پدرش ثبت بشود، حالا دیگر اصلا امیدی نداشت. کل محبت پدر نثار الیزابت می‌شد مری که رفته بود با یک خانواده آبرومند و مال و منال‌دار قدیمی ولایت وصلت کرده بود، دیگر همه عزت و احترامش را از دست داده بود بدون آن که عزت و احترام جدیدی به‌دست آورده باشد. اما الیزابت، بله، الیزابت روزی روزگاری با یک مرد درست حسابی ازدواج می‌کرد. (ص۱۵(

***

آقای الیوت آن موقع خیلی جوان بود و داشت درس حقوق می‌خواند. الیزابت او را خیلی باب طبع دید و هر فکر و نقشه‌ای را که به نفع این جوان بود تایید کرد. او را به کلینچ هال دعوت کردند. تا آخر سال از او حرف زدند و منتظرش ماندند، اما او نیامد که نیامد. بهار سال بعد باز هم در شهر او را دیدند، باز او را باب طبع یافتند، باز ترغیبش کردند، باز دعوتش کردند، باز منتظرش ماندند و باز هم او نیامد که نیامد. بعد خبر رسید که زن گرفته است. به‌جای آن که آینده خود را به مسیری بیندازد که برای وارث خاندان الیوت مشخص شده بود، زن ثروتمندی گرفته بود که اصل و نسبش پایین‌تر بود، و به این ترتیب، استقلال و تمکنی برای خودش دست و پا کرده بود. (ص۲۰(

معرفی کتاب چراغ ها را من خاموش می کنم

«چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» داستان زنی بدون آرزو، اعتراض و بدون غم و شادی است که یکسری از کارهای روزمره را مدام تکرار می‌کند.

 «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» نام یک رمان ایرانی اثر زویا پیرزاد است. داستان این رمان در دهه 1340 در محله بوران آبادان رخ می‌دهد که راوی آن زنی ارمنی به نام «کلاریس آیوازیان» که در این داستان از روابط خانوادگی خوبش، فرزندان دوقلو و دنیای عاطفی آن‌ها سخن می‌گوید.
«چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» نام یک رمان ایرانی اثر زویا پیرزاد است. داستان این رمان در دهه 1340 در محله بوران آبادان رخ می‌دهد که راوی آن زنی ارمنی به نام «کلاریس آیوازیان» که در این داستان از روابط خانوادگی خوبش، فرزندان دوقلو و دنیای عاطفی آن‌ها سخن می‌گوید. این رمان از زندگی کُند و آهسته‌ی زنی روایت دارد که روزهای عادی را با رویدادهای متعارف روز تعریف می‌کند و در آن دلتنگی‌ها و روزمرگی زن ساده را در گوشه شهر بازتاب می‌دهد.
زنی که خودش هم، دنیا و خواست‌ها و دوست داشتن‌هایی دارد. دوست داشتن‌ها و خواست‌هایی که کسی به آن‌ها بهایی نمی‌دهد. بچه‌هایش کم‌کم بزرگ می‌شوند و او در دنیای آن‌ها کم‌رنگ‌تر می‌شود. شوهرش غرق در کار و زندگی خودش است خواهر و مادرش هم همین‌طور،‌دوست و همسایه‌‌هایش هم...
همسایه‌ها؟ بله، و یکی از همین روزها تکراری، یک همسایه جدید می‌آید همسایه‌ای که تکراری نیست. و انگار دنیای کلاریس را می‌بیند.
خواست‌ها  و دوست داشتن‌هایش را و کلاریس حس جدیدی را در کنار آن همه حس‌های کهنه تجربه می‌کند. حسی که پسرش هم چند وقت است احساسش می‌کند؟ شاید همان حس است شاید هم...
آرمن نگاه به سقف پرسید: تو و پدر قبل از این که عروسی کنید عاشق هم شدید؟
هول شدم، سؤال ناگهانی، رفتار پیش‌بینی نشده و هر چیزی که از قبل خودم را برایش آماده نکرده بودم...دستپاچه‌ام می‌کرد و آرمن خدای این کارها بود حالا به سقف زل زده بود و منتظر جواب من بود. پاشدم و کنار پنجره ایستادم، یاد روزهای گذشته‌ام افتادم که دبیر جبر قرار نبود از من درس بپرسد و پرسیده بود و بلد نبودم معادله روی تخته سیاه را حل کنم. نگاه‌های همکلاسی‌ها را پشت سرم حس می‌کردم و از زیر چشم دبیر ریاضیات را می‌دیدم که بی‌حوصله و منتظر با انگشت روی میز ضرب یورتمه گرفته بود.
خیس عرق بودم و قلبم به شدت توی دلم می‌زد. می‌گفتم خدایا کمکم کن این لحظه‌ها را زود بگذرانم...
چشم به درخت کُنار و پشت به پسرم گفتم: «من هم مثل تو از ریاضی خوشم نمی‌امد»
قسمتی را که خواندید بخش کوتاهی از رمان «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» بود. این کتاب اولین بار در سال 80 از نشر مرکز به چاپ رسید.
و در زمان خود طرفداران بسیاری پیدا کرد و همچنین جوایزی از قبیل: بهترین رمان سال 1380 پکا، بهترین رمان سال 1380 بنیاد فرهنگ گلشیری، لوح تقدیر از نخستین دوره‌ی جایزه ادبی یلدا و بهترین رمان سال در بیستمین دوره کتاب سال 1380 را از آن خود کرد.
این کتاب به چند زبان از جمله فرانسه، آلمانی، ترکی و یونانی ترجمه شده و تعداد صفحات آن 293 صفحه است.
زویا پیرزاد علاوه بر این کتاب «آلیس در سرزمین عجایب» اثر لوئیس کارول و کتاب «آوای جهیدن نحوک» که مجموعه‌ای از اشعار هایکو آسیایی است را ترجمه کرده است.
منبع: 
  www.yjc.ir

معرفی کتاب مرگ قسطی

مرگ قسطی

مرگ قسطی دومین رمان لویی فردینان سلین، نویسنده بزرگ فرانسوی است که در سال ۱۹۳۶ منتشر شد. سلین اولین رمان خود را – کتاب سفر به انتهای شب – در ۳۸ سالگی نوشت که جامعه ادبی را انگشت به دهان کرد. کتابی بسیار قوی که به محض انتشار باعث شد او را با بزرگانی مثل دانته، رابله، مارسل پروست و جیمس جویس مقایسه کنند. رمان مرگ قسطی نیز چیزی از سفر به انتهای شب کم ندارد و بدون تردید هر خواننده‌ای را شگفت‌زده می‌کند. اندره ژید در توصیف قلم سلین می‌نویسد: «آنچه سلین ترسیم می کند واقعیت نیست، وهم و هذیانی است که واقعیت برمی انگیزد».

لویی فردینان دِتوش که سلین نام مستعار اوست، نویسنده و پزشک فرانسوی بود که در سال ۱۸۹۴ در پاریس متولد شد. پدرش کارمند ساده بیمه و مادرش فروشنده توری و دانتل بود و نقص عضو داشت. خود او پزشکی خواند و تا آخر عمر پزشک ماند. پس از انتشار اولین رمانش در ۱۹۳۲ بسیار مورد تحسین جامعهٔ ادبی قرار گرفت و کتاب دومش یعنی مرگ قسطی با آن‌که امروزه از سوی اکثر منتقدان بهترین اثر او تلقی می‌شود در زمان انتشار با استقبال کمی مواجه شد. ستایش‌ها از سلین به زودی محو شد و از نوشته‌هایش برمی‌آمد که ضد یهود است و احتمالا از طرف آلمان‌هاست. مدتی بعد او خائن شناخته شد و در همین موقع بود که فرانسه را ترک کرد. ابتدا به آلمان و بعد هم به دانمارک رفت. نوشته و کتاب‌هایش از فرانسه جمع شد و یک سال و دو ماه را در زندان دانمارک گذراند. بعد از آزادی نیز به عنوان ننگ ملی شناخته شده و تبعید شد. سلین پس از چهار سال دیگر انزوا و بلاتکلیفی سرانجام در سال ۱۹۵۱ به فرانسه بازگشت. او تا زمان مرگش در سال ۱۹۶۱ در نزدیکی پاریس ساکن بود.

رمان مرگ قسطی

در اولین جمله از کتاب لویی فردینان سلین صحبت از تنهایی، فضای سنگین و غمناک به میان می‌آید که می‌توان همه آن‌ها را در کتاب مشاهده کرد. فردینان، شخصیت اصلی کتاب، پزشکی است که از دست بیمارانش ذله شده، به تنگ آمده و به زمین و زمان فحش می‌دهد. همه‌شان او را دیوانه می‌کنند، افراد زبان‌نفهمی که همیشه همه‌چیز را باید دوبار برایشان تکرار کرد. افرادی که از حضور پزشک سوءاستفاده می‌کنند تا سرگرم شوند!

تقریبا ۶۰ صفحه ابتدایی کتاب به همین روال روایت می‌شود. دکتر فردینان دردل می‌کند، از حرفه‌اش می‌گوید، از گوستن سابایو که او هم پزشک است و هم پسرخاله‌اش، از منشی پیرش می‌گوید و همچنین از مادرش و آن رمان افسانه‌واری که گمشده، شکایت می‌کند. این صفحات پراکنده و سرشار از خشم و بددهنی را با صبر بخوانید تا جادوی کتاب در صفحات بعدی شما را در خود غرق کند.

پس از این موارد، فردینان شرح حال کودکی‌اش را آغاز می‌کند که اصل ماجرای کتاب است. در واقع کتاب مرگ قسطی روایت کودکی فردینان تا زمانی است که او آماده می‌شود به سربازی برود. اتفاقات کتاب بی‌شباهت به زندگی خود نویسنده نیست و چه‌بسا اتوبیوگرافی سلین است. اگر بعد از این کتاب بلافاصله رمان سفر به انتهای شب را بخوانید – که شخصیت اصلی آن فردینان است – دلیل رفتارهای او را بسیار بهتر درک خواهید کرد و احتمالا دوچندان از آن لذت می‌برید.

فردینان کودکی خود را آنچنان دقیق و بی‌پروا تعریف می‌کند که هیچ‌چیزی پوشیده نمی‌ماند. در ابتدا با خانواده‌اش و وضع زندگی سخت و پرچالش آن‌ها  آشنا می‌شویم. انگار زندگی برای این خانواده فقط رنج و بدبختی است. میزان تلاش هم مهم نیست و حتی می‌بینیم که هرچقدر بیشتر تلاش می‌کنند بدبختی بیشتری بر سر آن‌ها ریخته می‌شود. اما مادر فداکار و زحمت‌کش خانواده تسلیم نمی‌شود. او از جان و دل مایه می‌گذارد تا زندگی درست و خوبی برای پسرش فراهم کند. خود فردینان اما، به زندگی چندان امید ندارد و فکر می‌کند «کاری که نباید می‌شد دنیا آمدنم بود

پدر فردینان هم آدم زحمتکشی است. او نیز به سهم خود تقلا می‌کند و به قول فردینان «خوش‌قلب» است اما مسئله این دنیا قلب نیست. پدرش در ابتدا فقط به سرنوشت و وضعیت وخیم خودشان بددهنی می‌کرد اما کمی بعد که فردینان بزرگ می‌شود در او چیزی جز «دردسر» نمی‌بیند. او را ناخلف و آب‌زیرکاه می‌داند و حمله‌های لفظی‌اش متوجه فردینان می‌شود. به عنوان مثال به این قسمت از متن کتاب توجه کنید:

-ها! کثافت! حالا دیگر جلوم وا می‌ایستی! هان؟ جاکش بی‌سروپا! پررویی می‌کنی هان! سرِ ما را می‌خواهی، نه؟ بگو، چرا معطلی، بگو که کشته ما را می‌خواهی! رذلِ پست!…

این‌ها را توی صورت من تف کرد و دوباره رفت سراغ آه و ناله:

-ای خدا! ای خدا! آخر مگر ما چه کرده بودیم زن بینوای من که همچو جرثومه‌ای پس انداختیم؟ همچو جنایتکاری، لایق سی‌وشش دفعه اعدام! منحرف، رذل، تنبل! همه‌چیز! آفت زندگی ماست این تن‌لش! فقط برای این خوب است که ما را بچاپد! تلکه‌مان کند، کثافت! بدون هیچ رحم و انصافی لختمان کند!… این است حق‌شناسی‌ش، برای یک عمر ایثار ما! جان‌فشانی دو آدمی که فقط باید زجر بکشند و بس! ما دوتا احمق پیر! همه‌ش ما دو تا ابله، همیشه!… هان، بگو، باز هم بگو کثافت! دِ بگو دیگر! بگو که می‌خواهی ما را بکشی! بگو، معطلش نکن، می‌خواهی کاری کنی که دق کنیم! فقر و فاقه بکشدمان! بگو که قبل از این‌که تیر خلاصه را به‌ام زده باشی از دهن خودت بشنومش! بگو زالوی نکبت! (کتاب مرگ قسطی اثر لویی فردینان سلین – صفحه ۳۸۵)

فردینان تحت‌تاثیر این دنیای خشک و خشن بزرگ می‌شود. جایی که اگر می‌خواهی زنده بمانی باید شکارچی باشی. اگر بتوانی دزدی کنی که خیلی خوب است وگرنه باید مشتری را خر کنی تا شب گرسنه به خواب نروی. این دنیا قرار نیست روی خوش به فردینان نشان دهد. انگار خوشبختی یک موجود تیزپاست که باید با عجله خودت را به آن برسانی و اگر لحظه‌ای استراحت کنی و یا کمی بنشینی تا از چیزی زیبا لذت ببری از دست می‌رود. اصلا زیبایی و درنگ کردن تله سرنوشت است تا شما را بدبخت کند.

می‌توان گفت کل کتاب مرگ قسطی نیز همین است. تلاش و عجله برای رسیدن به لحظه‌ای آرامش. تلاش برای فرار از سراشیبی بدبختی برای اینکه کمی راحت نفس کشید. اما در درجه اول، آیا اصلا چنین چیزی وجود دارد؟

عید سعید غدیر خم مبارک

واقعه غدیر

 واقعه غدیر از مهم‌ترین وقایع تاریخ اسلام است که در آن، پیامبر اسلام(ص( هنگام بازگشت از حجة الوداع در ۱۸ذی‌الحجه سال دهم قمری در غدیر خم، امام علی(ع( را جانشین خود معرفی کرد. حاضران در آن واقعه که بزرگان صحابه نیز در میان‌شان بودند، با امام علی(ع ( بیعت کردند.

این معرفی بنا به دستور خدا در آیه  تبلیغ بود. این آیه به پیامبر(ص) دستور می‌داد آنچه خداوند بر او نازل کرده، ابلاغ کند و اگر این کار را نکند، رسالتش را انجام نداده است. پس از واقعه غدیر آیه اکمال نازل شد که می‌گفت: «امروز دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما پسندیدم. «

معصومان (ع) به حدیث غدیر استناد کرده‌اند و شاعران بسیاری از دوران امام علی(ع) درباره آن شعر سروده‌اند. از مهم‌ترین آثار درباره این واقعه، کتاب الغدیر از علامه امینی است. پیامبر(ص) و دیگر معصومان این روز را عید خوانده‌اند و مسلمانان، به‌ویژه شیعیان این روز را جشن می‌گیرند.

ماجرای غدیر

پیامبر(ص) در ذیقعده سال دهم هجری همراه هزاران نفر برای ادای مناسک حج از مدینه به طرف مکه حرکت کرد.[۱] این سفر رسول خدا(ص(، حجة الوداع، حجة الاسلام و حجة البلاغ نامیده می‌شود. در آن ماه امام علی(ع( برای تبلیغ اسلام در یمن بود[۲] و هنگامی که از تصمیم پیامبر(ص) برای سفر حج آگاه شد، همراه عده‌ای به سمت مکه حرکت نمود و پیش از آغاز مناسک، به رسول‌ خدا(ص) پیوست.

   چهل حدیث غدیر

غدیر در قرآن

الیوم کملت لکم دینکم  و اتممت علیکم نعمتى  و رضیت لکم الاسلام دینا . ( مائده : .3 )

روز غدیر خم دین شما را به حد کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین براى شما پسندیدم .

» جایگاه عید غدیر در مکتب

1ـ عید خلافت و ولایت

 روى زیاد بن محمد قال :

دخلت على ابى عبد الله (ع) فقلت :

للمسلمین عید غیر یوم الجمعة والفطر والاضحى ؟

 قال : نعم ، الیوم الذى نصب فیه رسول الله (ص) امیرالمؤمنین (ع) . مصباح المتهجد : .736

 زیاد بن محمد گوید :

بر امام صادق (ع) وارد شدم و گفتم : یا مسلمانان عیدى غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند ؟ امام (ع) فرمود :

آرى ، روزى که رسول خدا (ص) امیرمؤمنان (ع) را ( به خلافت و ولایت ) منصوب کرد .

2ـ برترین عید امت

قال رسول الله (ص) :

یوم غدیر خم افضل اعیاد امتى و هو الیوم الذى امرنى الله تعالى ذکره فیه بنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، یهتدون به من بعدى و هو الیوم الذى کمل الله فیه الدین و اتم على امتى فیه النعمة و رضى لهم الاسلام دینا . ( امالى صدوق : 125، ح .8 )

 رسول خدا (ص) فرمود :

روز غدیر خم برترین عید هاى امت من است و آن روزى است که خداوند بزرگ دستور داد ؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) امتم منصوب کنم ، تا بعد از من مردم توسط او هدیت شوند ، و آن روزى است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید .

3ـ عید بزرگ خدا

 عن الصادق (ع) قال :

هو عید الله الکبر ، و ما بعث الله نبیا الا و تعید فى هذا الیوم و عرف حرمته و اسمه فى السماء یوم العهد المعهود و فى الارض یوم المیثاق المأخوذ و الجمع المشهود . ( وسائل الشیعه ، 5: 224، ح .1 )

 امام صادق (ع) فرمود :

روز غدیر خم عید بزرگ خداست ، خدا پیامبرى مبعوث نکرده ، مگر ینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان ، روز عهد و پایمان و در زمین ، روز پایمان محکم و حضور همگانى است .

4ـ عید ولایت

 قیل لابى عبد الله (ع) :

للمؤمنین من الاعیاد غیر العیدین و الجمعة ؟

قال : نعم لهم ما هو اعظم من هذا ، یوم اقیم امیرالمؤمنین (ع) فعقد له رسول الله الولیة فى  اعناق الرجال والنساء بغدیر خم . ( وسائل الشیعه ، 7: 325، ح .5 )

 به امام صادق (ع) گفته شد :

یا مؤمنان غیر از عید فطر و قربان و جمعه عید دیگرى دارند ؟ فرمود :

آرى ، آنان عید بزرگتر از اینها هم دارند و آن روزى است که امیرالمؤمنین (ع) در غدیر خم بالا برده شد و رسول خدا مسأله ولایت را بر گردن زنان و مردان قرار داد .

5ـ روز تجدید بیعت

 عن عمار بن حریز قال دخلت على ابى عبد الله (ع) فى  یوم الثامن عشر من ذى الحجة فوجدته صائما فقال لى :

هذا یوم عظیم عظم الله حرمته على المؤمنین و کمل لهم فیه الدین و تمم علیهم النعمة و جدد لهم ما أخذ علیهم من العهد و المیثاق . ( مصباح المتهجد : .737 )

 عمار بن حریز گوید :

روز هجدهم ماه ذیحجه خدمت امام صادق (ع) رسیدم و آن حضرت را روزه یافتم . امام به من فرمود : امروز ، روز بزرگى است ، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دین مؤمنان را کامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پایمان قبلى را تجدید کرد 

6ـ عید آسمانى

قال الرضا (ع) : حدثنى ابى ، عن ابیه (ع) قال :

إن یوم الغدیر فى السماء اشهر منه فى الارض . ( مصباح المتهجد : .737 )

 امام رضا (ع) فرمود :

پدرم به نقل از پدرش ( امام صادق (ع) ) نقل کرد که فرمود :روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است .

7ـ عید بى  نظیر

 قال على (ع) :

إن هذا یوم عظیم الشأن ، فیه وقع الفرج ، ورفعت الدرج و وضحت الحجج و هو یوم الیضاح والافصاح من المقام الصراح ، و یوم کمال الدین و یوم العهد المعهود ... ( بحارالانوار ، 97: .116 )

 على (ع) فرمود :

امروز ( عید غدیر ) روز بس بزرگى است .

در این روز گشایش رسیده و منزلت ( کسانى که شایسته آن بودند ) بلندى گرفت و برهان  هاى خدا روشن شد و از مقام پاک با صراحت سخن گفته شد و امروز روز کامل شدن دین و روز عهد و پایمان است .

8ـ عید پربرکت

 عن الصادق (ع) :

والله لو عرف الناس فضل هذا الیوم بحقیقته لصافحتهم الملائکة فى کل یوم عشر مرات ...

و ما اعطى الله لمن عرفه ما لیحصى بعدد . ( مصباح المتهجد : .738 )

 امام صادق (ع) فرمود :

به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعى « روز غدیر » را مى  شناختند ، فرشتگان روزى ده  بار با آنان مصافحه مى  کردند و بخشش هاى خدا به  کسى  که  آن روز را شناخته ، قابل  شمارش نیست .

9ـ عید فروزان

 قال ابو عبد الله (ع) :

... و یوم غدیر بین الفطر والاضحى  و یوم الجمعة کالقمر بین الکوکب . ( اقبال سید بن طاووس : .466 )

 امام صادق (ع) فرمود :

... روز غدیر خم در میان روز هاى عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه در میان ستارگان است .

10ـ یکى  از چهار عید الهى

 قال ابو عبد الله (ع) :

اذا کان یوم القیامة زفت اربعة یام الى  الله عز و جل کما تزف العروس الى خدرها :

یوم الفطر و یوم الاضحى و یوم الجمعةو یوم غدیر خم . ( اقبال سید بن طاووس : .466 )

 امام صادق (ع) فرمود :

هنگامى که روز قیامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوى خدا مى  شتابند همانطور که عروس به حجله  اش بسرعت مى  رود .

آن روزها عبارتند از :

روز عید فطر و قربان و جمعه و روز غدیر خم .

» شایسته  ها و بایسته  هاى غدیر

11ـ روز پیام و ولایت

 قال رسول الله (ص) :

یا معشر المسلمین لیبلغ الشاهد الغائب ، اوصى من آمن بى و صدقنى بولیة على ، الا ان ولیة على ولایتى و ولایتى ولیة ربى ، عهدا عهده الى ربى و أمرنى أن أبلغکموه . ( بحارالانوار 37: 141، ح .35 )

 رسول خدا (ص) ( در روز غدیر ) فرمود :

اى مسلمانان ! حاضران به غیبان برسانند : کسى را که به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است ، به ولایت على سفارش مى  کنم ، آگاه باشید ولایت على ، ولایت من است و ولایت من ، ولایت خداى من است . این عهد و پایمانى بود از طرف پروردگارم که فرمانم داد تا به شما برسانم .

12ـ روز اطعام

 قال ابو عبد الله (ع) :

... و انه الیوم الذى اقام رسول الله (ص) علیا (ع) للناس علما و ابان فیه فضله و وصیه فصام شکرا لله عزوجل ذلک الیوم و انه لیوم صیام و اطعام و صلة الاخوان و فیه مرضاة الرحمن ، و مرغمة الشیطان . ( وسائل الشیعه 7: 328، ضمن حدیث .12 )

 امام صادق (ع) فرمود :

عید غدیر ، روزى است که رسول خدا (ص) على (ع) را بعنوان پرچمدار براى مردم برافراشت و فضیلت او را در این روز آشکار کرد و جانشین خود را معرفى کرد ، بعد بعنوان سپاسگزارى از خداى بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز ، روز روزه  دارى و عبادت و طعام دادن و به دیدار برادران دینى رفتن است . آنروز روز کسب خشنودى خداى مهربان و به خاک مالیدن بینى شیطان است .

13ـ روز هدیه

 عن امیر المؤمنین (ع) قال :

... اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم و تهابوا النعمة فى  هذا الیوم ، و لیبلغ الحاضر الغائب ، والشاهد البین ، ولیعد الغنى الفقیر و القوى على الضعیف امرنى رسول الله (ص) بذلک . ( وسائل الشیعه 7: .327 )

 امیر المؤمنین (ع) ( در خطبه روز عید غدیر ) فرمود :

وقتى که به همدیگر رسیدید همراه سلام ، مصافحه کنید ، و در این روز به یکدیگر هدیه بدهید ، این سخنان را هر که بود و شنید ، به آن که نبود برساند ، توانگر به سراغ مستمند برود ، و قدرتمند به یارى ضعیف ، پیامبر مرا به این چیزها امر کرده است .

14ـ روز کفالت

 عن امیر المؤمنین (ع) قال :

... فکیف بمن تکفل عددا من المؤمنین والمؤمنات و أنا ضمینه على  الله تعالى الامان من الکفر والفقر ( وسائل الشیعه 7: .327 )

 امیر مؤمنان (ع) فرمود :

... چگونه خواهد بود حال کسى که عهده  دار هزینه زندگى تعدادى از مردان و زنان مؤمن ( در روز غدیر ) باشد ، در صورتى که من پیش خدا ضامنم که از کفر و تنگدستى در امان باشد .

15ـ روز سپاس و شادى

 قال ابو عبد الله (ع) :

... هو یوم عبادة و صلوة و شکر لله و حمد له ، و سرور لما من الله به علیکم من ولایتنا ، و انى احب لکم ان تصوموه . ( وسائل الشیعه 7: 328، ح .13 )

 امام صادق (ع) فرمود :

عید غدیر ، روز عبادت و نماز و سپاس و ستایش خداست و روز سرور و شادى است به خاطر ولایت ما خاندان که خدا بر شما منت گذارد و من دوست دارم که شما آن روز را روزه بگیرید .

16ـ روز نیکوکارى

 عن الصادق (ع) :

... و لدرهم فیه بألف درهم لإخوانک العارفین ، فأفضل على اخوانک فى هذا الیوم  و سر فیه کل مؤمن و مؤمنة . ( مصباح المتهجد : .737 )

 از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود :

یک درهم به برادران با ایمان و معرفت ، دادن در روز عید غدیر برابر هزار درهم است ، بنابرین در این روز به برادرانت انفاق کن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان .

17ـ روز سرور و شادى

 قال ابو عبد الله (ع) :

انه یوم عید و فرح و سرورو یوم صوم شکرا لله تعالى . ( وسائل الشیعه 7: 326، ح .10 )

 امام صادق (ع) فرمود :

عید غدیر ، روز عید و خوشى و شادى است و روز روزه  دارى به عنوان سپاس نعمت الهى است .

 18ـ روز تبریک و تهنیت

 قال على (ع) :

عودوا رحمکم الله بعد انقضاء مجمعکم بالتوسعة على عیالکم ، والبر باخوانکم و الشکر لله عزوجل على ما منحکم ، و اجتمعوا یجمع الله شملکم ، و تباروا یصل الله الفتکم ، و تهانؤا نعمة الله کما هنا کم الله بالثواب فیه على أضعاف الاعیاد قبله و بعده الا فى مثله ... ( بحارالانوار 97: .117 )

 على (ع) فرمود :

بعد از پایان گردهم آیى خود ( در روز غدیر ) به خانه برگردید ، خدا بر شما رحمت فرستد . به خانواده خود گشایش و توسعه دهید ، به برادران خود نیکى کنید ، خداوند را بر این نعمت که شما را بخشیده است ، سپاس گزارید ، متحد شوید تا خدا به شما وحدت بخشد ، نیکویى کنید تا خدا دوستیتان را پایدار کند ، به همدیگر نعمت خدا را تبریک بگوئید ، همانطور که خداوند در این روز با چندین برابر عید هاى دیگر پاداش دادن به شما تبریک گفته ، این گونه پاداش ها جز در روز عید غدیر نخواهد بود .

19ـ روز درود و برائت

 روى الحسن بن راشد عن ابى عبد الله (ع) قال :

قلت : جعلت فدک ، للمسلمین عید غیرالعیدین ؟ قال : نعم ، یا حسن ! اعظمهما و اشرفهما ، قال : قلت له : و أى یوم هو ؟

قال : یوم نصب امیرالمؤمنین (ع) فیه علما للناس .

قلت له : جعلت فدک وما ینبغى لنا ان نصنع فیه ؟

قال : تصومه یا حسن و تکثر الصلوة على محمد و آله فیه و تتبرأ الى الله ، ممن ظلمهم ، فان الانبیاء کانت تأمر الاوصیاء بالیوم الذى کان یقام فیه الوصى ان یتخذ عیدا . ( مصباح المتهجد : .680 )

 حسن بن راشد گوید :

به امام صادق (ع) گفتم : یا مسلمانان بجز آن دو عید ، عید دیگرى هم دارند ؟ فرمود : بله ، بزرگترین و بهترین عید . گفتم : کدام روز است ؟

فرمود : روزى که امیرمؤمنان بعنوان پرچمدار مردم منصوب شد .

گفتم : فدایت شوم در آن روز سزاوار است ، چه کنیم ؟ فرمود : روزه  بگیر و درود برمحمد و آل او بفرست و از ستمگران به آنان برائت بجوى ، زیرا پیامبران به جانشینان دستور مى  دادند که روزى را که جانشین انتخاب مى  شود ، عید بگیرند .

20ـ عید اوصیاء

 عن ابى عبد الله (ع) قال :

... تذکرون الله عز ذکره فیه بالصیام والعبادة و الذکر لمحمد و آل محمد ، فان رسول الله (ص) اوصى امیرالمؤمنین ان یتخذ ذلک الیوم عیدا ، و کذلک کانت الانبیاء تفعل ، کانوا یوصون أوصیائهم بذلک فیتخذونه عیدا . ( وسائل الشیعه 7: 327، ح .1 )

 امام صادق (ع) فرمود :

در روز عید غدیر ، خدا را با روزه و عبادت و یاد پیامبر و خاندان او یادآورى کنید ، زیرا رسول خدا به امیرالمؤمنین سفارش کرد که آن روز را عید بگیرد ، همینطور پیامبران هم به جانشینان خود سفارش مى  کردند که آن روز را عید بگیرند ، آنان هم چنین مى  کردند .

21ـ روز گشایش و درود

 عن ابى عبد الله (ع) قال :

والعمل فیه یعدل ثمانین شهرا ، و ینبغى ان یکثر فیه ذکر الله عزوجل ، والصلوة على النبى (ص) ، و یوسع الرجل فیه على عیاله . ( وسائل الشیعه 7: 325، ح .6 )

 امام صادق (ع) فرمود :

ارزش عمل در آن روز ( عید غدیر ) برابر با هشتاد ماه است ، و شایسته است آن روز ذکر خدا و درود بر پیامبر (ص) زیاد شود ، و مرد ، بر خانواده خود توسعه دهد .

22ـ روز دیدار رهبرى

 عن مولانا ابى  الحسن على بن محمد (ع) قال لابى اسحاق :

و یوم الغدیر فیه اقام النبى (ص) أخاه علیا علما للناس و اماما من بعده ، [ قال  ] قلت :

صدقت جعلت فدک ، لذلک قصدت ، اشهد انک حجة الله على خلقه . ( وسائل الشیعه 7: 324، ح .3 )

 امام هادى (ع) به ابواسحاق فرمود :

در روز غدیر پیامبر اکرم (ص) برادرش على (ع) را بلند کرد و به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) مردم و پیشواى بعد از خودش معرفى کرد .

ابواسحاق گفت : عرض کردم ، فدایت شوم راست فرمودى . به خاطر همین به زیارت و دیدار شما آمدم ، گواهى مى  دهم که تو حجت خدا بر مردم هستى .

23ـ روز تکبیر

 عن على بن موسى الرضا (ع) :

من زار فیه مؤمنا أدخل  الله قبره سبعین نورا و وسع فى قبره و یزور قبره کل یوم سبعون ألف ملک و یبشرونه بالجنة . ( اقبال الاعمال : .778 )

 امام رضا (ع) فرمود :

کسى که در روز ( غدیر ) مؤمنى را دیدار کند ، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد مى کند و قبرش را توسعه مى  دهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زیارت مى  کنند و او را به بهشت بشارت مى  دهند .

24ـ روز دیدار و نیکى

 قال الصادق (ع) :

ینبغى لکم ان تتقربوا الى الله تعالى بالبر و الصوم و الصلوة و صلة الرحم و صلة الاخوان ، فان الانبیاء علیهم السلام کانوا اذا اقاموا اوصیاء هم فعلوا ذلک و امروا به . ( مصباح المتهجد : .736 )

 امام صادق (ع) فرمود :

شایسته است با نیکى کردن به دیگران و روزه و نماز و بجاآوردن صله رحم و دیدار برادران ایمانى به خدا نزدیک شوید ، زیرا پیامبران زمانى که جانشینان خود را نصب مى  کردند ، چنین مى  کردند و به آن توصیه مى  فرمودند .

25ـ نماز در مسجد غدیر

 عن ابى عبد الله (ع) قال :

انه تستحب الصلوة فى مسجد الغدیرلان النبى (ص) اقام فیه امیر المؤمنین (ع) و هو موضع اظهرالله عزوجل فیه الحق . ( وسائل الشیعه 3: .549 )

 امام صادق (ع) فرمود :

نماز خواندن در مسجد غدیر مستحب است ، چون پیامبر اکرم (ص) در آنجا امیرمؤمنان (ع) را معرفى و منصوب کرد . و آنجایی است که خداى بزرگ ، حق را آشکار کرد .

26ـ نماز روز غدیر

 عن ابى عبد الله (ع) قال :

و من صلى فیه رکعتین اى وقت شاء و افضله قرب الزوال و هى الساعة التى اقیم فیها امیرالمؤمنین (ع) بغدیر خم علما للناس و ... کان کمن حضر ذلک الیوم ... ( وسائل الشیعه 5: 225، ح .2 )

 امام صادق (ع) فرمود :

کسى که در روز عید غدیر هر ساعتى که خواست ، دو رکعت نماز بخواند و بهتر ینست که نزدیک ظهر باشد که آن ساعتى است که امیرالمؤمنین(ع) در آن ساعت در غدیر خم به امامت منصوب شد ، ( هر که چنین کند ) همانند کسى است که در آن روز حضور پیدا کرده است ...

27ـ روزه غدیر

 قال الصادق (ع) :

صیام یوم غدیر خم یعدل صیام عمر الدنیا لو عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنیا لکان له ثواب ذلک . ( وسائل الشیعه 7: 324، ح .4 )

 امام صادق (ع) فرمود :

روزه روز غدیر خم با روزه تمام عمر جهان برابر است . یعنى اگر انسانى همیشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگیرد ، ثواب او به اندازه ثواب روزه عید غدیر است .

28ـ روز تبریک و تبسم

 عن الرضا (ع) قال :

... و هو یوم التهنئة یهنئ بعضکم بعضا ، فاذا لقى المؤمن أخاه یقول :

« الحمد لله الذى جعلنا من المتمسکین بولیة أمیر المؤمنین و الائمة (ع) »

و هو یوم التبسم فى وجوه الناس من اهل الایمان ... ( اقبال : .464 )

امام رضا (ع) فرمود :

عید غدیر روز تبریک و تهنیت است . هر یک به دیگرى تبریک بگوید ، هر وقت مؤمنى برادرش را ملاقات کرد ، چنین بگوید : « حمد و ستایش خدیى را که به ما توفیق چنگ زدن به ولایت امیرمؤمنان و پیشویان عطا کرد » آرى عید غدیر روز لبخند زدن به چهره مردم با ایمان است ...

» ولایت در غدیر

29ـ پیامبر و ولایت على (ع)

 عن ابى سعید قال :

لما کان یوم غدیر خم امر رسول الله (ص) منادیا فنادى : الصلوة جامعة ، فاخذ بید على (ع) و قال :

اللهم من کنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه . ( بحارالانوار 37: 112، ح .4 )

 ابو سعید گوید :

در روز غدیر خم رسول خدا (ص) دستور داد : منادى ندا دهد که : براى نماز جمع شوید . بعد دست على (ع) را گرفت و بلند کرد و فرمود :

خدیا کسى که من مولاى اویم پس على هم مولاى اوست ، خدیا دوست بدار کسى را که على را دوست بدارد و دشمن بدار کسى را که با على دشمنى کند .

30ـ زندگى پیامبرگونه

 قال رسول الله (ص) :

من یرید ان یحیى حیاتى ، و یموت مماتى ، ویساکن جنة الخلد التى وعدنى ربى  فلیتول على ابن ابى طالب ، (ع)

فانه لن یخرجکم من هدى ، ولن یدخلکم فى ضلالة . ( الغدیر 10: .278 )

 رسول خدا (ص) فرمود :

کسى که مى  خواهد زندگى و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودان ه اى که پروردگارم به من وعده کرده ، ساکن شود ، ولایت على بن ابى طالب (ع) را انتخاب کند ، زیرا او هرگز شما را از راه هدیت بیرون نبرده ، به گمراهى نمى  کشاند .

31ـ پیامبر و امامت على (ع)

 عن جابر بن عبد الله الانصارى قال : سمعت  رسول الله (ص) یقول لعلى بن ابى طالب (ع) :

یا على ! انت اخى و وصیى و وارثى  وخلیفتى على  امتى فى  حیوتى و بعد وفاتى  محبک محبى و مبغضک مبغضى  و عدوک عدوى . ( امالى صدوق : 124، ح .5 )

 جابربن عبد الله انصارى مى  گوید :

از رسول خدا (ص) شنیدم که به على بن ابى  طالب (ع) فرمود :

اى على ، تو برادر و وصى و وارث و جانشین من در میان امت من در زمان حیات و بعد از مرگ منى . دوستدار تو دوستدار من و دشمن و کینه  توز تو دشمن من است .

 32ـ پایه  هاى اسلام

 عن ابى جعفر (ع) قال :

بنى الاسلام على خمس :

الصلوة و الزکوة و الصوم و الحج و الولیةو لم یناد بشى ء ما نودى بالولیة یوم الغدیر . ( کافى 2، 21، ح .8 )

 امام باقر (ع) فرمود :

اسلام بر پنج پایه استوار شده است : نماز ، زکات ، روزه ، حج و ولایت و به هیچ چیز به اندازه آنچه در روز غدیر به ولایت تاکید شده ، ندا نشده است .

33ـ ولایت جاودانه

 عن ابى الحسن (ع) قال :

ولیة على (ع) مکتوبة فى صحف جمیع الانبیاء ولن یبعث  الله رسولا الا بنبوة محمد و وصیة على (ع). ( سفینة البحار 2: .691 )

 امام کاظم (ع) فرمود :

ولایت على (ع) در کتاب هاى همه پیامبران ثبت شده است و هیچ پیامبرى مبعوث نشد ، مگر با میثاق نبوت محمد (ص) و امامت على (ع).

34ـ ولایت و توحید

 قال رسول الله (ص) :

ولیة على بن ابى طالب ولیة الله  و حبه عبادة الله و اتباعه فریضة الله و اولیاؤه اولیاء الله و اعداؤه اعداء الله  و حربه حرب الله و سلمه سلم الله عز و جل . ( امالى صدوق : .32 )

رسول خدا (ص) فرمود :

ولایت على بن ابیطالب (ع) ولایت خداست ، دوست داشتن او عبادت خداست ، پیروى کردن او واجب الهى است و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدایند ، جنگ با او ، جنگ با خدا و صلح با او ، صلح با خداى متعال است .

 35ـ روز ناله نومیدى شیطان

 عن جعفر ، عن ابیه (ص) قال :

ان ابلیس عدوالله رن اربع رنات :

یوم لعن ، و یوم اهبط الى الارض ، و یوم بعث النبى (ص) و یوم الغدیر . ( قرب الاسناد : .10 )

 امام باقر (ع) از پدر بزرگوارش امام صادق (ع) نقل کرد که فرمود :

شیطان دشمن خدا چهار بار ناله کرد : روزى که مورد لعن خدا واقع شد و روزى که به زمین هبوط کرد و روزى که پیامبر اکرم (ص) مبعوث شد و روز عید غدیر .

36ـ ولایت علوى دژ توحید

 عن النبى (ص) :

یقول الله تبارک و تعالى : 

ولیة على بن ابى طالب حصنى ، فمن دخل حصنى أمن من نارى . ( جامع الاخبار : 52، ح .7 )

 پیامبر اکرم (ص) فرمود :

خداوند مى  فرمید : ولایت على بن ابیطالب دژ محکم من است ، پس هر کس داخل قلعه من گردد ، از آتش دوزخم محفوظ خواهد بود .

37ـ جانشین پیامبر

 قال رسول الله (ص) :

 یا على انا مدینة العلم و انت بابها و لن تؤتى المدینة الا من قبل الباب ... انت امام امتى و خلیفتى علیها بعدى ، سعد من اطاعک و شقى من عصک ، و ربح من تولک و خسر من عادک . ( جامع الاخبار : 52، ح .9 )

 رسول خدا (ص) فرمود :

اى على من شهر علمم و تو درب آن هستى ، به شهر جز از راه درب آن وارد نشوند . ... تو پیشواى امت من و جانشین من در این شهرى ، کسى که اطاعت تو کند سعادتمند است ، و کسى که تو را نافرمانى کند ، بدبخت است ، و دوستدار تو سود برده و دشمن تو زیان کرده است .

38ـ اسلام در سایه ولایت

 قال الصادق (ع) :

اثافى الاسلام ثلاثة :

الصلوة و الزکوة و الولیة ، لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتیها . ( کافى : 2، ص .18 )

 امام صادق (ع) فرمود :

سنگ هاى زیربناى اسلام سه چیز است :

نماز ، زکات و ولایت که هیچ یک از آنهابدون دیگرى درست نمى  شود .

39ـ ده هزار شاهد

 قال ابو عبد الله (ع) :

العجب یا حفص لما لقى على بن ابى  طالب !! انه کان له عشرة الاف شاهد لم یقدر على اخذ حقه و الرجل یأخذ حقه بشاهدین . ( بحار الانوار : 37، .140 )

 امام صادق (ع) فرمود :

اى حفص ! شگفتا از آنچه على بن ابى طالب (ع) با آن مواجه شد ! او با ده هزار شاهد و گواه ( در روز غدیر ) نتوانست حق خود را بگیرد ، در حالى که شخص با دو شاهد حق خود را مى  گیرد .

40ـ على (ع) ، مفسر قرآن

 عن النبى (ص) فى احتجاجه یوم الغدیر :

على تفسیر کتاب الله ، و الداعى الیه ، الا و ان الحلال و الحرام کثر من أن احصیهما و اعرفهما ، فآمر بالحلال و أنهى عن الحرام فى مقام واحد، فأمرت أن آخذ البیعة علیکم و الصفقة منکم ، بقبول ما جئت به عن الله عز و جل فى على امیر المؤمنین و الائمة من بعده ، معاشر الناس تدبروا و افهموا یاته ، و انظروا فى محکماته و لا تتبعوا متشابهه ، فو الله لن یبین لکم زواجره ، و لا یوضع لکم عن تفسیره الا الذى انا آخذ بیده . ( وسایل الشیعه : 18، 142، ح .43 )

 پیامبر اکرم (ص) روز عید غدیر فرمود :

على (ع) تفسیر کتاب خدا ، و دعوت کننده به سوى خداست ، آگاه باشید که حلال و حرام بیش از آنست که من معرفى و به آنها امر و نهى کنم و بشمارم . پس دستور داشتم که از شما عهد و پایمان بگیرم که آنچه را در مورد على امیرمؤمنان ، و پیشویان بعد او از طرف خداوند بزرگ آوردم ، بپذیرید .

اى مردم ! اندیشه کنید و آیات الهى را بفهمید ، در محکمات آن دقت کنید و متشابهات آن را دنبال نکنید . به خدا قسم هرگز کسى نداهاى قرآن را نمى  تواند بیان کند و تفسیر آن را روشن کند ، جز آن کسى که من دست او را گرفته  ام ( و او را معرفى کردم ) .

 منابع

https://v0.bahjat.ir/index.php/noor-2/652-2011-09-07-19-14-59.html

واقعه_غدیر/http://fa.wikishia.net /view