
دربارهی کتاب سوپ جوجه برای روح اثر جک کنفیلد
جک کنفیلد و مارک ویکتور هانسن، نویسندگان کتاب سوپ جوجه برای روح دربارهی این کتاب نوشتهاند: «همهی ما میدانیم که برای پایاندادن به درد و رنجهای عاطفی که اغلب آدمها در دامش اسیر هستند به چهچیزی نیاز داریم. عزت نفس بالا و اثربخشی شخصی خصوصیاتی هستند که هرکس بخواهد میتواند به آنها دست پیدا کند. فقط کافیست برایشان وقت بگذارد.
انتقال جان و روح یک سخنرانی زنده به یک اثر مکتوب، کار سختیست. داستانهایی را که هر روز تعریف میکنیم، چندبار بازنویسی کردهایم تا به آنها جان ببخشیم. وقتی این داستانها را میخوانید، لطفا هر چیزی را که تا حالا در کلاسهای تندخوانی یاد گرفتهاید، فراموش کنید. سرعت مطالعهتان را کم کنید. با دل و جانتان به واژهها گوش دهید. از هر داستان لذت ببرید. بگذارید بر جانتان بنشینند. بعد از خواندن هر داستان، از خودتان بیرسید، «این داستان چهچیزی را در من برانگیخت؟ چه توصیهای برای زندگیام دارد؟». با هر داستان ارتباط برقرار کنید. بعضی داستانها ممکن است تکاندهنده باشند. بعضی از این داستانها ممکن است اثرگذاری بیشتری نسبت به بقیهی داستانها داشته باشند. در بعضیهایشان شاید معنای عمیقتری پیدا کنید و بعضیهایشان باعث گریهتان شوند یا شما را بخندانند. بعضی از داستانها باعث دلگرمیتان میشوند و برخی ممکن است همان چیزی باشند که دنبالش بودهاید. نمیشود گفت کدامشان واکنش درستی به آن داستان است. بگذارید این اتفاق بیفتد و در مسیر طبیعی خودش جلو برود. عجله نداشته باشید که کتاب را تمام کنید. سر حوصله مطالعهاش کنید. از آن لذت ببرید. با تمام وجود بخوانیدش. این کتاب نتیجهی هزاران ساعت تلاش ما برای گلچین «بهترین بهترینها» و حاصل چهل سال تجربهی ماست.
مروری بر فصلهای کتاب سوپ جوجه برای روح
کتاب سوپ جوجه برای روح با عنوان فرعی 101 داستان برای گشایش دروازههای قلب به روی خوبیها و تقویت روح دارای هفت بخش اصلی است. نویسندههای کتاب در هر بخش داستانهای متفاوت و زیبایی را برای خوانندگان قرار دادهاند. این هفت بخش عبارتاند از:
بخش اول: در باب عشق
بخش دوم: در باب عشقورزیدن به خود
بخش سوم: در باب فرزندپروری
بخش چهارم: در باب یاد گرفتن
بخش پنجم: زندگی با رویاهایتان
بخش ششم: موانع را پشت سر بگذارید
بخش هفتم: همهی جهات را دیدن
منبع:
کتاب-سوپ-جوجه-برای-روح-https://fidibo.com/book/92988

«آلن پیز» مدرس و نویسنده استرالیای تبار است. این مرد باهوش با کتاب های خود در حوزه ی زبان بدن به شهرتی جهانی رسیده است.
او در این زمینه بیش از ۱۵ کتاب چاپ کرده و فقط به عنوان نویسنده مشهور نیست!
بلکه به عنوان مشاور برخی از هنرمندان و بازیگران مطرح هالیود و همچنین مشاور رییس جهمورهای متعددی از جمله پوتین و … در حوزه رفتار غیر کلامی هم فعالیت می کند.
این مرد سخت کوش تا به حال از پس چهار سرطان برآمده و جان سالم به در برده است.
(Allan Pease) یا مرد زبان بدن دنیا، با همسر خود «باربارا پیز» سال هاست که در این عرصه کار و فعالیت می کنند
و کتاب های متعددی هم به صورت مشترک چاپ کرده که ما در اینجا به صورت خلاصه به برخی از آن ها اشاره خواهیم کرد:
۱- زبان بدن
زبان بدن همان طور که می دانید، انواع ارتباط های غیرکلامی یا رفتاری است که معانی متنوعی را به صورت پنهانی به فرد مقابل القا می کند.
کتاب Body Language برای اولین بار در ایالات متحده امریکا منتشر شد و یکی از پرفروش کتاب ها در عرصه ی بین المللی است که به ارتباطات غیر کلامی و برقراری یک رابطه ی عمیق و موثر در اولین برخورد با شریک عاطفی خود و یا در مصاحبه شغلی، مذاکره و.. اشاره می کند.
زبان بدن و تکنیک های ارتباطی همان طور که می دانید، یک واقعیت علمی و اثبات شده هستند که اهداف و نیت های واقعی فرد را به راحتی نشان می دهند.
بسیاری از افراد، به دلیل اینکه آموزش لازم را در این زمینه ندیدند، نمی دانند که چگونه می توان حرکات زبان بدن حریفان و دوستان و… را متوجه شد و یا حرکات فیزیکی بدنشان با دیگران چگونه صحبت می کند. دانستن این علم می تواند در بهبود روابط افراد جامعه بسیار کمک کننده باشد.
بیش از سی سال است که نویسندگان و متخصصان زبان بدن در این زمینه به مانند رشته های دیگر همچون زیست شناسی، روان شناسی و.. تحقیقات علمی کرده و متوجه شده اند هرکدام از حرکات بدن باعث ایجاد اتفاق های مختلف در مغز می شوند که با شناخت هرکدام از آن ها می توان مذاکره ای مناسب را پایه گذاری کرد.
در کتاب زبان بدن کشف می کنید که چگونه:
چگونه از دستانتان برای کنترل دیگران در سخنرانی و فن بیان استفاده کنید
شایع ترین رفتارهای فرد دروغگو چیست
چگونه نحوه ی قرارگرفتن پاها آنچه که ذهن می خواهد را نشان می دهد
شایع ترین حرکات و سیگنال های مردان و زنان چیست؟
سیگنال های مخفی سیگار، عینک، و آرایش چیست؟
جادوی لبخند – از جمله مشاوره لبخند برای زنان
نحوه استفاده از نشانه های غیر کلامی و سیگنال ها برای برقراری ارتباط موثرتر چیست؟
این کتاب پر از دیدگاه های جذاب و راهکارهای ساده ای است که می توانید برای هر موقعیتی اعمال کنید و سطح ارتباطات خود را با دیگران را ارتقا دهید.
منبع:
/خلاصه-کتاب-های-آلن-پیزhttps://tahavolefardi.com/

کتاب مطالعه خلاق
جعبه ابزار خلاقیت
نویسنده : برایان کلگ
مترجم : ابوذر کرمی
نقد و بررسی کتاب مطالعه خلاق
در دنیای امروز میبینیم افرادی که در کار و زندگی شخصیشان خلاقیت زیادی دارند نسبت به افراد دیگر موفقترند؛ اما این خلاقیت از کجا نشئت میگیرد. این افراد چگونه از توانایی ذهنشان بهره گرفتهاند که حالا توانستهاند به اهداف خود برسند. برایان کلگ در کتاب مطالعهی خلاق از تاثیر داشتن ذهنی خلاق و مبتکر در زندگی میگوید.

درباره کتاب مطالعهی خلاق
کتاب مطالعهی خلاق نوشتهی برایان کلگ است. این کتاب اولین بار در سال 2008 منتشر شد و در دسته کتابهایی با موضوع مطالعه و فراگیری، اندیشه و تفکر خلاق قرار میگیرد. نویسنده در مقدمهی کتاب میگوید که خلاقیت موضوعی بدیهی مثل نفس کشیدن است. او توضیح میدهد که خلاقیت یعنی تغییر چیزها، داشتن ایده و دست به کار شدن. او بیان میکند که خلاقیت یعنی انجام کاری ابتکاری؛ کاری که از شما نشات گرفته باشد نه از دیگری. زبان کلگ در این کتاب ساده و روان است به طوری که این کتاب برای همه قابل فهم و مطالب آن قابل استفاده است. کلگ در ابتدای کتاب بیان میکند: «یک چیز قطعی است؛ اگر کاری با خلاقیت ندارید، لازم نیست وقت خود را صرف یادگیری خلاقیت بیشتر کنید. این کتاب نمیخواهد به یکی از موضوعهای خستهکننده «یادگیری به خاطر یادگیری» بپردازد؛ این کتاب مهارتی است عملی که در مدرسه، دانشگاه، محل کار و زندگی روزمره شما فوقالعاده مفید است. همچنین مهارتی است که نمیخواهد ارزش را فدای زمان کند؛ همیشه با شما و در کنار شما خواهد بود. این کتاب از فنون بسیاری استفاده میکند. پس بهتر است بدانیم این فنون چه هستند و چرا مفید واقع میشوند».
نویسنده در این کتاب توضیح میدهد که خلاقیت از ذهن شروع میشود پس در ابتدای کار تقویت قدرت حافظه و تمرکز برای داشتن خلاقیت ضروری است. او در این کتاب راهکارها و تمرینهایی را برای تندخوانی و حافظه ارائه میکند. شیوههای ارائه ایدهها، ساختار دادن به آنها، جذب اطلاعات بیشتر در حافظه، مواجهه با زمان و... از موضوعاتی است که در این به آن پرداخته شده است.
کتاب مطالعهی خلاق با ترجمهی ابوذر کرمی در سال 1391 از سوی انتشارات سایه سخن راهی بازار نشر شده است. اگر تصمیم گرفتهاید کارهایتان را خلاقانه انجام دهید و از تکرار و روزمرگی دور شوید این کتاب انتخاب مناسبی برای شما خواهد بود.
مروری بر فصلهای کتاب مطالعهی خلاق
فصل اول: چرا خلاقیت؟
فصل دوم: معجزهی ذهن
فصل سوم: یک رویکرد نو
فصل چهارم: نقشهکشی مطالب
فصل پنجم: حافظه از چه ساخته شده است؟
فصل ششم: تندخوانی
فصل هفتم: آرامش پیدا کنید
فصل هشتم: زمان
فصل نهم: حوزهی خلاقیت
چرا باید کتاب مطالعهی خلاق را خواند
کتاب مطالعهی خلاق کتابی است که خواننده را در مسیر دستیابی به خلاقیت و نوآوری در همه امور زندگی همراه میکند. ترجمهی روان این کتاب به فارسی نیز در انتقال معنا و مفاهیم آن بسیار موثر است و میتواند به خواننده در تسریع استفاده از مطالب کمک کند.
اگر تصور میکنید قدرت تمرکز کردن، حافظه و آرامش کافی ندارید. کتاب مطالعهی خلاق توضیح میدهد که چطور رویکرد تازهای در رسیدن به اهداف خود به کار ببرید.
کتاب مطالعهی خلاق مناسب برای گروه سنی بزرگسال است.
تعداد صفحات نسخهی چاپی کتاب 250 صفحه است که با مطالعهی روزانه 20 دقیقه میتوانید این کتاب را در 12 روز بخوانید.
کتاب مطالعهی خلاق جزو کتابهای حجیم و بلند با موضوع اندیشه و تفکر خلاق است. این کتاب برای افرادی که وقت بیشتری برای مطالعه دارند و میخواهند در زمینهی حافظه و تمرکز زمان بیشتری را به مطالعه اختصاص دهند انتخاب مناسبی است.
منبع:
کتاب-مطالعه-خلاق-https://fidibo.com/book/5701

کتاب ۱۹۸۴ در سال های اخیر به عنوان یک کتاب برجسته در محافل ادبی جهان بسیار مورد توجه بوده و نویسنده آن را در ردیف نویسندگان سرشناس ادبیات انگلیس قرار داده است. کتاب برجسته عصر – لقبی است که مطبوعات موثر انگلیس پس از انتشار کتاب ۱۹۸۴ به آن داده اند.
در پیشگفتار این رمان آمده است:
جرج اورول نویسنده کتاب ۱۹۸۴ قبل از نوشتن این کتاب نیز با نوشتن دو کتاب دیگر به نام روزهای برمه و مزرعه حیوانات شهرت فراوانی در کشورهای انگلیسی زبان و بعد در سراسر جهان به دست آورد. ولی کتاب ۱۹۸۴ ناگهان او را به عنوان یک استاد مسلم، به جهان معرفی کرد. زیرا وی در این کتاب یک قدرت تخیل حیرت آور را با یک رسم و شیوه قوی و مغز داستان نویسی در هم آمیخته و یک اثر کم نظیر به وجود آورده است.
کتاب ۱۹۸۴ یک رمان تخیلی محسوب می شود که در رد نظامهای تمامیتخواه (توتالیتر) و کمونیسم نوشته شده است.
بر اساس این کتاب یک فیلم هم در سال ۱۹۵۶ ساخته شده است که دیدن آن خالی از لطف نیست، اما مثل همیشه پیشنهاد کافهبوک این است که شما اول کتاب را بخوانید.
خلاصه کتاب ۱۹۸۴
دنیای حیرتانگیز و ترسناکی که جرج اورول در رمان خود به تصویر کشیده از سه کشور بزرگ، مقتدر و بیرحم تشکیل شده است که دائما در باهمدیگر در جنگ هستند:
اوشینیا
اوراسیا
ایستیشیا
داستان کتاب ۱۹۸۴ در لندن، یکی از شهرهای بزرگ اوشینیا اتفاق میافتد.
دولت مرکزی اوشینیا یک دولت تمامیتخواه است که همهچیز را کنترل میکند و به شما می گوید که چه کاری انجام دهید، کجا حضور داشته باشید، با چه کسانی صحبت کنید، اوقات فراغت خود را چگونه سپری کنید، به چه چیزی فکر کنید، به چه چیزی باور داشتید باشید و خلاصه به معنای واقعی کلمه همه چیز را کنترل می کند و تحت نظر دارد.
حال اگر از شما خلافی سر بزند، (این خلاف شامل هرکاری و هرچیزی است که به نفع حزب نباشد. یعنی شما حتی اگر در ذهن خود از حزب تنفر داشته باشید و چهره شما این موضوع را نشان دهد، شما دچار جنایت فکر و جنایت چهره شدهاید) شما ناپدید خواهید شد. یا به اصطلاحی که در کتاب آمده است بخار میشوید. دیگر هیچ مدرکی از وجود شما در هیچ جایی وجود نخواهد داشت و حتی خاطرات شما از ذهن دیگران پاک خواهد شد.
شخصیت اصلی رمان در قسمتی از کتاب میگوید:
هیچچیز، جز چند سانتیمتر مکعبی که درون جمجمه بود، به شما تعلق نداشت.
در کشور اوشینیا مردم بیش از حد به کار گرفته میشوند، غذا به اندازه کافی نیست، آدم ها هویت ندارند، عشق و علاقه و احساس بین افراد ممنوع شده است، ساختمانها به غیر از ساختمانهای دولتی همه پوسیده و مخروبه هستند، موشکها و خمپارهها ناگهان منفجر میشوند و…
حزب، سه شعار معروف دارد که بر بدنه وزارت حقیقت حک شده است:
جنگ صلح است
آزادی بردگی است
جهل قدرت است
شخصیت اصلی کتاب ۱۹۸۴ وینستن اسمیت است که در وزارت حقیقت کار میکند. وینستن تنها زندگی میکند و با اینکه کارمند حزب است از آن تنفر دارد و بنابر یک سری از حوادث و اتفاقات که در کتاب نقل شده است، میداند که حزب، حقیقت و باورهای مردم را تحریف میکند.
در ادامه کسی که وینستن از او میترسید و همواره فکر می کرد او یک پلیس است یعنی جولیا وارد داستان میشود. جولیا رابطهای مخفیانه با وینستن ایجاد میکند و آن ها بعد از آشنایی متوجه می شوند که هر دو از حزب متنفر هستند. داستان کتاب وقتی هیجانانگیزتر و جدیتر می شود که اوبراین آن ها را به خانه خود دعوت می کند و… (همه چیزهایی که خواندید قسمت بسیار کوچکی از اتفاقات و حوادث کتاب ۱۹۸۴ بود و خیلی از موارد کتاب فاش نشده است).
منبع:
/کتاب-1984/https://kafebook.ir

رمان گاوخونی نوشته جعفر مدرس صادقی، در سال ۱۳۶۲ منتشر، و برنده جایزه بیست سال ادبیات داستانی شد. این کتاب را معروفترین اثر مدرس صادقی و یکی از برجستهترین رمانهای ادبیات معاصر ایران میدانند. از روی کتاب گاوخونی نیز اقتباسی سینمایی با کارگردانی بهروز افخمی در سال ۱۳۸۱ ساخته شده است. (فیلم در سال ۲۰۰۵ میلادی، جایزه اصلی جشنواره فیلم سئول را از آن خود کرد.
دیک دیویس، شاعر و نویسندهی انگلیسی و استاد ادبیات فارسی در دانشگاه اوهایو در کلمبوس، در مقدمهای بر ترجمه انگلیسی رمان گاوخونی مینویسد:
رمان گاوخونی در نظر اول داستان ساده و روانی است که به شیوهی آشنای انواع مشابه غربی روایت شده، اما سبک موجز و روان نویسنده همانقدر که به تاثیرگذیری او از ادبیات غرب مربوط میشود، مدیون آثار کلاسیک نثر کهن فارسی هم هست. نویسنده با جذب یک سنت بومی و یک سنت بیگانه و تلفیق آن دو با همدیگر به الگویی دست یافته است که خاص خود اوست. در این شاهکار موجز و از نظر ساختاری بینقص و بهشدت خوددارانه و کوبندهی ادبیات مدرن ایران، تاثیرپذیری او را از منابع سنتی زبان فارسی شاید بتوان بهتر از هر چیزی با این جمله معروف باشو، شاعر ژاپنی، توضیح داد که میگوید: «پا جای پای شعرای قدیم نگذار. در پی آن چیزی باش که آنها در پیاش بودند.»
رمان گاوخونی
گاوخونی داستان مرد جوانی است که از اصفهان به تهران آمده و به همراه دو نفر از دوستانش در خانهای زندگی مشترک دارد. اما انگار که هنوز ذهنش جایی در زادگاهش اصفهان، لابهلای خاطرات و گذشتهاش جا مانده است.
او پدرش را از دست داده، اما هنوز در خواب و رویاهایی که برایمان بازگو میکند با پدرش ارتباط عمیقی دارد. انگار که نه پدر میخواهد فراموش شود، نه او قادر به فراموش کردن است. و به این شکل ارتباط آن دو به واسطه مقولههایی چون خاطره، رویا و خواب حفظ میشود. حداقل میشود گفت که این مفاهیم، ابزارهایی هستند که راوی با تلاشی مذبوحانه دارد از آنها جهت حفظ گذشتهاش استفاده میکند. مگر غیر از این است که زمانی دستمان به گذشهمان نمیرسد به خاطراتمان چنگ میزنیم؟
ولی قدرت خاطره تا کجا میتواند پیش برود؟ و خاطرات خیالات انسان تا چه اندازه میتوانند در شکلگیری واقعیتی که در آن زیست میکنیم موثر واقع شوند؟
اینجا راوی در هر فصل، برایمان به بازگو کردن خوابهایش میپردازد و به مراتب ما را میان خواب و بیداریاش جابجا میکند. او آنقدر ما را مثل آونگی میان خاطرات زندگیاش و آنچه واقعیت دارد تاب میدهد که قدرت تشخیصمان پایین میآید و در نهایت از اینکه مرزی میان حقیقت و رویا قائل شویم عاجزیم.
کتاب در نگاه اول داستان خطی و سادهای به نظر میآید که میتوانیم حتی یک روزه آن را بخوانیم و لذت ببریم. ولی در واقع در عمق لایههای اساطیری و نمادین بسیاری دارد و با تمام شدنش تازه مخاطب را درگیر دنیای به ظاهر ساده خود میکند. میتوان گفت رمان گاوخونی میل درونی انسان به جاودانگی است. ترس او از فراموش شدن و فراموش کردن. و ناتوانی بشر در مقابل بخشهای ناخوداگاهش.
محور تمام داستان حولِ گاخونی میچرخد و این باتلاق در تمام خوابهای نقل شده حضور دارد. جایی که به قول پدر راوی، همه آبهایی که به تن ما مالیده به آنجا ریخته شده است. جایی که در نهایت همهچیز آنجا محبوس میشود. همانطور که راوی در باتلاق ذهن و خاطراتش گیر افتاده و تا مرز خفگی دارد فرو میرود.
بعضی اساطیر آب را نماد زندگی و تولد دوباره میدانند. مسیری به سوی ابدیت، جاودانگی و رستگاری. از طرفی هم در بعضی توضیحات باتلاق به خاطر راکد بودنش، نماد پوچی به خود گرفته است.
اینجا برای پسر فضای مبهمی است که از آن هراس دارد. تاریکی مطلقی که نمیتواند از آن معنایی بیرون بکشد و خود را در آن گم شده و رو به زوال حس میکند. این در حالی است که همان باتلاق برای پدر معنای کاملا متفاوتی دارد. او آزادانه خود را به دست این آب میسپارد، با کله وسط آن شیرجه میزند و در آن آبتنی میکند. آبتنیای به مثابه عشق بازی با میلی مبهم. گویی جاودانگی رازش را با پدر در میان گذاشته است، که به این راحتی پس از مرگ، آنچنان حضور قاطعی به خود میگیرد.
نمیتوان قاطعانه به گاوخونی معنای مجزایی داد. اما این باتلاق هرچه باشد، آن مفهومی است که پسر نتوانسته بر آن فائق یابد. در حالی که پدر آن را بالغانه در خود حل کرده است. اما زاینده رود و باتلاق گاوخونیاش با این رو تعبیر متفاوت از سوی پدر و پسر، حامل این پیام است که زندگی همانقدر که میتواند زاینده باشد، همانقدر هم زوالگر است و انتهایش تو را به نابودی میکشاند. میتواند به تو زندگی جاودانه ببخشد، و یا تو را با نیروی مکشِ بیرحمانهای تا گردن به سمت نابودی فرو ببرد.
رمان گاوخون قصهی فقدان و حضور است. جدال دائمی ذهن برای مرز قائل شدن بین واقعیت و خیال. میان دست و پا زدن و غرق شدن در تاریکی زوال تا ابد، یا گردن بالا کشیدن و گام براشتن در رستگاریِ ابدیت.
منبع:
https://kafebook.ir/رمان-گاوخونی/

ژرمینال
ژرمینالGerminal رمان برجسته امیل زولا، رماننویس، نمایشنامهنویس و روزنامهنگار فرانسوی است که در سال ۱۸۸۵ منتشر شد. امیل زولا مهمترین نماینده مکتب ادبی ناتورالیسم است و بدون شک با خواندن این کتاب متوجه چرایی این موضوع خواهید شد. زولا در زمینه ادبیات یک مجموعه ۲۰ جلدی دارد که در آن سرگذشت خانواده روگن ماکار را طی نسلهای مختلف به تصویر کشیده است. کتاب ژرمینال سیزدهمین جلد این مجموعه است و به زندگی معدنچیان اختصاص یافته است.
اسم کتاب از کلمه germiner به معنی روییدن – بهوجود آمدن – گرفته شده است. در تقویم فرانسه به ماه اول بهار ژرمینال میگوید. زولا به زیبایی این عنوان را برای کتابش انتخاب کرده است. اما برای درک بهتر این عنوان حتما باید کتاب را بخوانید و به رشد شخصیت اصلی کتاب دقت کنید.
پشت جلد کتاب امیل زولا چنین آمده است:
در سال ۱۸۸۵ ویکتور هوگو از دنیا رفت و ژرمینال به دنیا آمد که بینوایان زولاست در فرانسه مدرن و صنعتی. داستان رنجبران زیر زمین است که اگر دانته بود «دوزخش» میشد در جهانی که انسان «تا پایان شب سفر میکند» اما در پایان این راه شگفتانگیز در دل زمین، در ژرفنای خاک که انسان عمرها رنج برده و له شده است عاقبت کمر راست میکند و در شورشی سراسر امید سربرمیافرازد.
ژرمینال زیباترین و بزرگترین اثر زولاست. حماسه برادری است در فلاکت: داستان سرنوشت بشر.
معمولا در پشت جلد هر کتاب، درباره آن بسیار اغراقآمیز حرف زده میشود اما در مورد ژرمینال هرآنچه نوشته شده است واقعیت دارد.
درباره کتاب امیل زولا
رمان امیل زولا شگفتانگیز است؛ رمانی که هر خوانندهای را تحت تاثیر قرار میدهد. اگر تا به حال کتابی نخوانده باشید با این رمان عاشق کتاب خواندن میشوید و اگر هم خوانندهای حرفهای باشید امیل زولا همچنان شما را به چالش میکشد.
تاریکی، رنج و بدبختی در سراسر کتاب دیده میشود. کمتر قسمتی در کتاب وجود دارد که خواننده احساس لذت کند و شاد باشد و یا بتواند لبخند کوچکی بزند. نه ما و نه شخصیتهای داستان حتی در لحظهای که جشنی در حال برگزاری است نیز حریف حجم گسترده بدبختی نمیشویم. اما چیزی که در کتاب ژرمینال وجود دارد یک دلگرمی محسوس است. اینکه کارگران هرچه که نداشته باشند در نهایت همدیگر را دارند و این بغض که همیشه در گلوی ما و کارگران گیر وقتی منفجر و به عصیان تبدیل شود، لذتبخش است.
در مقابل این کارگران که همدیگر را دارند ما با طبقه سرمایهدار آشنا میشویم که تقریبا هیچچیز ندارند جز همین کارگران. در صحنههایی که به سرمایهدارن اختصاص داده شده میبینیم که آنها فقط به فکر به چنگ آوردن سهم بیشتری هستند. یا قصد دارند معدن مجاور را با قیمتی کمتر خریداری کنند و یا نهایتا مشغول حساب و کتاب هستند که معدنشان تا چند سال آینده میتواند هزینه را جبران و به سود هنگفت برسد. با همدیگر شوخی میکنند و اعتقاد دارند که «پولی که با زحمت دیگران نصیب آدم شود بیشتر به دل مینشیند.» نهایت دغدغه این طبقه پیدا کردن دختر یا پسر پولداری برای فرزند خودشان است.
در کنار همه این موارد، اتیین میداند که راه نجات آگاه شدن است. به مطالعه میپردازد و هر کتابی که به دستش برسد میخواند. از جنبشهای کارگری حمایت میکند و موافق پیوستن به اتحادیه کارگران جهان است.
ولی اتیین آتش گرفته بود. آمادگی شدیدی برای عصیان، او را که دستخوش اوهام جاهلانه خود بود به میدان مبارزه کار علیه سرمایه میکشاند. موضوع جمعیت بینالملل کارگران بود، همان انترناسیونال معروفی که به تازگی در لندن تشکیل شده بود. آیا این تلاشی فوقالعاده نبود؟ آیا این همان نبردی نبود که عاقبت به پیروزی عدالت میانجامید؟ مرزها از میان میرفت و زحمتکشان سراسر دنیا قیام میکردند و متحد میشدند تا در برابر رنجشان نانشان را تضمین کنند. چه سازمان ساده و عظیمی! (کتاب ژرمینال اثر امیل زولا – صفحه ۱۵۴(
در نهایت شور و شوق اتیین و کارگران این است که به رویای خود یعنی به این اصل برسند که: هرکس باید به قدر لیاقتش و نتیجه کارش نصیب ببرد.
در اینجا ذکر یک نکته ضروری است. کتاب ژرمینال را در سال ۱۸۸۵ منتشر شد و امیل زولا نوشتن آن را از سالها قبل نیز آغاز کرده بود. بنابراین در هنگام مطالعه کتاب باید به آن زمان رفت و اوضاع در همانطور که بود تصور کرد. تاریخ جنبش کارگری درسهای متعددی به ما داده و ما امروز با یک نگاه وسیعتر میتوانیم اتفاقات کتاب را تحلیل کنیم. به همین جهت برای درک بهتر و همهجانبه کتاب بهتر است مخاطب مطالعاتی در زمینه جنبشهای کارگری آن زمان در فرانسه، بینالملل اول، سوسیالیسم، آموزههای مارکس و کمی هم آشنایی با داروین داشته باشد. در این صورت است که اشتیاق آتشین اتیین بهتر درک میشود و ما متوجه میشویم نبوغ امیل زولا در کدام قسمتهای کتاب است.
*توجه: مطالعه ادامه این قسمت از معرفی کتاب ژرمینال، ممکن است بخشهای پایانی کتاب را فاش کند.
مهمترین سوالی که پیش روی شخصیت اتیین و ما قرار دارد این است که: فایده این جنبشهای کارگری چیست؟ آیا اصلا فایدهای دارد؟ اعتصاب کارگران و خشونتهایی زیادی (خشونتهایی که بعید است فراموش کنید) که در کتاب آمده است به چه نتیجهای ختم خواهد شد؟ از لحظه شروع عصیان، ما هم همراه با اتیین در تلاش برای رسیدن به پاسخ این پرسشها هستیم.
و دقیقا بعد از مطرح شدن این پرسشهاست که به زیباترین قسمت کتاب میرسیم. دلگرمیای که از آن صحبت کردیم در اینجا خودش را نشان میدهد. کارگرانی که حتی تحمل یک لحظه گرسنگی فرزندانشان را نداشتند حالا به خاطر اعتصاب تن به گرسنگی دادند. دیگر مسئله «یک لقمه نان» مطرح نیست. ارزشهای کارگران تغییر کرده و تا زمان رسیدن به خواستههایشان خیانت نمیکنند. عطش اتیین به همه سرایت کرده و افق دید همه آنها تغییر کرده است.
به عنوان مثال، ما با شخصیت «زن ماهو» روبهرو هستیم. کسی که در ابتدا هیچ نقشی ایفا نمیکرد. یک عنصر منفغل بود و همه خفت و خواریها را میپذیرفت. اما بعد از اعتصاب به کلی تغییر میکند و به معنای واقعی کلمه به یک انقلابی تبدیل میشود. حقیقت، درون او را تغییر میدهد. شاید در ادامه داستان شاهد این باشیم که او اصول اخلاقی خود را زیر پا میگذارد و دچار سختترین فشارهای روحی میشود ولی اکنون با این آگاهی زندگی میکند که میتواند حقیقت را فریاد بزند. در واقع همه کارگران به این پی بردهاند که حالا میتوانند حرف بزنند و اجازه ندهند کسی آنان را برده ببیند.
مهمترین تغییر هم در شخصیت اصلی کتاب یعنی در اتیین رخ داده است. او در ابتدای کتاب جوانی خام در دل تاریکی بود ولی در آخر کتاب فردی بود که بسیار رشد کرده و جوانه زده. عنوان کتاب – ژرمینال – نیز به همین جوانه زدن اشاره میکند. پاراگراف آخر کتاب، پیام کتاب را به درستترین شکل ممکن بیان میکند. برای درک بهتر میتوانید آن را با پاراگراف اول کتاب مقایسه کنید و حجم تغییر را ببینید. بخشی از این پاراگراف چنین است:
اکنون خورشید بهاری در اوج شکوه میان آسمان میدرخشید و خاک بار گرفته و تخمپرور را گرم میکرد. زندگی از تهیگاه این خاک نانبخش بیرون میجوشید. جوانهها به صورت نوبرگهای سبز میشکفت و فشار جوانه علفها سراسر سطح دشت را میلرزاند. همهجا دانه به انگیزه احتیاج به گرمی و نور ورم میکرد و دراز میشد و سراسر خاک دشت را ترک میداد. سرزیر شیره نباتی پچپچکنان جاری میشد، صدای بوسه عظیمی که دانهها را تکثیر میکرد. رفقا پیوسته کلنگ میزدند و صدای ضربات آنها به وضوح بیشتری به گوش میرسید. گفتی به سطح خاک نزدیکتر میشدند. در این بامداد جوانی و زیر اشعه شعلهور خورشید صحرا از این زمزمه باردار بود. فشار مردان عظیم بود. سپاهی سیاه و تشنه انتقام، در لابلای شیارهای زمین به کندی در کار جوانه زدن بودند و برای قرن بعد رشد میکردند و به زودی خاک را می ترکاندند. (کتاب ژرمینال اثر امیل زولا – صفحه ۵۵۲)
منبع:
/ژرمینال/https://kafebook.ir