کتابخانه عمومی شهید مطهری حسن آباد
کتابخانه عمومی شهید مطهری حسن آباد

کتابخانه عمومی شهید مطهری حسن آباد

معرفی نویسنده؛ فرانتس کافکا

فرانتس کافکا (زاده ۳ ژوئیهٔ ۱۸۸۳ – درگذشته ۳ ژوئن ۱۹۲۴) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در سده ۲۰ (میلادی) بود. آثار کافکا در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به‌شمار می‌آیند.

فرانتس کافکا به دوست نزدیک خود ماکس برود وصیت کرده بود که تمام آثار او را نخوانده بسوزاند. ماکس برود از این دستور وصیت‌نامه سرپیچی کرد و بیشتر آثار کافکا را منتشر کرد و دوست خود را به شهرت جهانی رساند. پُرآوازه‌ترین آثار کافکا، رمان کوتاه مسخ (Die Verwandlung) و رمان‌های محاکمه ، آمریکا و رمان ناتمام قصر هستند. اصطلاحاً، به فضاهای داستانی که موقعیت‌های پیش‌پاافتاده را به شکلی نامعقول و فراواقع‌گرایانه توصیف می‌کنند -فضاهایی که در داستان‌های فرانتس کافکا زیاد پیش می‌آیند- کافکایی می‌گویند.

کافکا در سال ۱۹۱۷ دچار بیماری سل شد و ناچار شد چندین بار در دورهٔ نقاهت به استراحت بپردازد. در طی این دوره‌ها خانواده او به ویژه خواهرش اُتا مخارج او را می‌پرداختند. در این دوره، با وجود ترس کافکا از این که چه از لحاظ بدنی و چه از لحاظ روحی برای مردم نفرت‌انگیز باشد، بیشتر مردم از ظاهر پسرانه، منظم و جدی، رفتار خونسرد و خشک و هوش نمایان او خوششان می‌آمد.

باور بر این است که کافکا در سراسر زندگی خود از افسردگی حاد و اضطراب رنج می‌برده‌است. او همچنین دچار میگرن، بی‌خوابی، یبوست، جوش صورت و مشکلات دیگری بود که عموماً عوارض فشار عصبی و نگرانی هستند. کافکا تلاش می‌کرد همهٔ این‌ها را با رژیم غذایی طبیعی، مانند گیاه‌خواری و خوردن مقادیر زیادی شیر پاستوریزه‌نشده (که به احتمال زیاد سبب بیماری سل او شد) برطرف کند. به هر حال بیماری سل کافکا شدت گرفت و او به پراگ بازگشت. سپس برای درمان به استراحتگاهی در وین رفت و در ۳ ژوئن ۱۹۲۴ در همان‌جا درگذشت. وضعیت گلوی کافکا طوری شد که غذا خوردن آن قدر برایش دردناک بود که نمی‌توانست چیزی بخورد و چون در آن زمان تغذیه وریدی هنوز رواج پیدا نکرده بود راهی برای خوردن نداشت. بنابراین بر اثر گرسنگی جان خود را از دست داد. بدن او را به پراگ برگرداندند و در تاریخ ۱۱ ژوئن ۱۹۲۴ در گورستان یهودی‌ها در ژیژکوف پراگ به خاک سپردند.

منبع: 

www.wikipedia.org

معرفی کتاب مسخ اثر فرانتس کافکا

مسخ داستان فردی به نام گره‌گوار است. یک روز صبح گروه‌گوار هنگامی که از خواب برمی‌خیزد متوجه می‌شود که به سوسکی قهوه‌ای تبدیل شده است. گره‌گوار در عوض آنکه از این تغییر حیرت کند آن را به عنوان یک اتفاق ناگوار می‌پذیرد. او تلاش می‌کند همسویی‌ای میان زندگی انسانی‌اش و این مسأله که او سوسکی غول‌پیکر شده ایجاد کند. در عین حال او باید نفرت اعضای خانواده‌اش نسبت به خودش را هم بپذیرد. رفته رفته گره‌گوار تبدیل به موجودی منفور در خانواده می‌شود و او می‌‌خواهد با این وضعیت کنار بیاید.

فرانتس کافکا، خودش از بیگانگی در فضای خانواده و ترس و احساس گناه در برابر پدرش رنج می‌برد. او این مفهوم را به خوبی در مسخ به نمایش گذاشته است. این رمان سورئال به سبکی نمادین وضعیت انسان را در شرایطی که به روزمرگی و زندگی یکنواخت دچار می‌شود به تصویر می‌کشد. 

منبع: 

www.taaghche.com

معرفی نویسنده؛ صادق چوبک

صادق چوبک (۱۲۹۵–۱۳۷۷) نویسندهٔ ایرانی بود. بسیاری او را همراه صادق هدایت و بزرگ علوی، پدران داستان‌نویسی نوین ایرانی می‌دانند.

از آثار مشهور وی می‌توان به مجموعه داستان انتری که لوطی‌اش مرده بود و همچنین رمان‌های سنگ صبور و تنگسیر اشاره کرد.

صادق چوبک در ۱۴ تیر ۱۲۹۵ خورشیدی در بوشهر به دنیا آمد. پدرش تاجر بود، اما به دنبال شغل پدر نرفت و به کتاب روی آورد. در بوشهر و شیراز درس خواند و دورهٔ کالج آمریکایی تهران را هم گذراند و در سال ۱۳۱۶ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد.

نخستین مجموعهٔ داستانی‌اش را با نام «خیمه شب بازی» در سال ۱۳۲۴ منتشر کرد. وی در این اثر و «چرا دریا طوفانی شد» (۱۳۲۸) بیشتر به توصیف مناظر پرداخته‌است، ضمن این‌که در این آثار شخصیت‌های داستان و روابط آن‌ها و روحیات آن‌ها نیز به تصویر کشیده شده‌اند. در سال ۱۳۲۸ اثر دیگرش را هم که دارای سه داستان و یک نمایشنامه بود، با عنوان «انتری که لوطی‌اش مرده بود» به چاپ سپرد. آثار دیگر وی که برایش شهرت فراوان به ارمغان آورد، رمان‌های «تنگسیر» (۱۳۴۲) و «سنگ صبور» (۱۳۴۵) است.

«تنگسیر» به ۱۸ زبان ترجمه شده و امیر نادری، فیلم‌ساز معروف ایرانی، در سال ۱۳۵۲ بر اساس آن فیلمی به همین نام ساخته‌است. در «سنگ صبور» جریان سیال ذهنی روایت و بیان داستان از زبان افراد مختلف به‌کار گرفته شده‌است. این اثر گفت‌وگوهای زیادی را در محافل ادبی آن زمان برانگیخت. دیگر آثار داستانی چوبک عبارت‌اند از: «چراغ آخر» (مجموعهٔ هشت داستان کوتاه)، «روز اول قبر» (مجموعهٔ ده داستان کوتاه). چوبک به زبان انگلیسی چیره بود و دستی نیز در ترجمه داشت. وی قصهٔ معروف «پینوکیو» را با نام «آدمک چوبی» به فارسی برگرداند. شعر «غُراب» اثر «ادگار آلن پو» نیز به همت وی ترجمه شد. آخرین اثر منتشره‌اش هم ترجمهٔ حکایت هندی عاشقانه‌ای به نام «مهپاره» بود که در زمستان ۱۳۷۰ منتشر گردید. چوبک از نخستین کوتاه‌نویسان قصهٔ فارسی است و پس از محمدعلی جمال‌زاده و صادق هدایت، می‌توان از او به عنوان یکی از پیشروان قصه‌نویسی نوین ایران نام برد.

در سنگ صبور قصه را از زبان شخصیت‌های مختلف می‌خوانیم، نحوهٔ بیانی که در قصه‌نویسی نوپای ایران سراسر تازگی داشت. وی برای بیان افکار ذهنی هر یک از شخصیت‌ها ناگزیر بود به زبان هر یک از آن‌ها بنویسد و این خود به تغییر نثر در طول داستان منتهی شد که باز نسبت به دیگران پیشرفتی جدی محسوب می‌شد. در آثار چوبک هر شخصیت داستان به زبان خودش، زبان متناسب با فرهنگ و خانواده و سن و سال‌اش سخن می‌گوید؛ 

منبع: 

www.wikipedia.org

معرفی کتاب تنگسیر نوشته صادق چوبک

داستان درباره زندگی مردی به نام زایر محمد است. مردی قوی هیکل، درستکار و مردم‌دوست. زایر محمد در جنگ‌های تنگسیر با انگلیسی‌ها در کنار علی دلواری جنگیده و مدتی را هم برای انگلیسی‌ها کارگری و آهنگری کرده است. او مقداری از در آمدش را چند سال پس‌انداز می‌کند و در ادامه چند نفر پولش را برای شراکت می‌گیرند.

در طول داستان شاهد رفت و آمدهای محمد برای پس گرفتن پولش هستیم. اما متوجه می‌شویم که آن افراد منکر پول او شده‌اند و یا ادعا می‌کنند که پولی برای پس دادن ندارند. داروغه و دو شریک‌اش سه فردی هستند که زنجیروار در این موضوع دخیل هستند و هر بار با توهین و تحقیر زایر محمد را از خود دفع می‌کنند.

مرد دلیر تنگستانی زمانی که می‌بیند نمی‌تواند از راه قانون و صحبت و خواهش پولش بر‌نمی‌گردد تصمیم می‌گیرد خودش با اسلحه حقش را بگیرد. و این سه نفر را به قتل می‌رساند و…

معرفی: 

https://kafebook.ir

معرفی نویسنده؛ مارک تواین

سمیوئل لنگهورن کلمنز (۱۸۳۵ -۱۹۱۰) که بیشتر با نام هنری اش مارک تواین شناخته می‌شود، نویسنده و طنزپرداز آمریکایی بود. او شهرت خود را مدیون رمان ماجراهای هاکلبری فین و ماجراهای تام سایر است.

مارک تواین در ۳۰ نوامبر ۱۸۳۵ در مرز ایالت میسوری آمریکا در روستای فلوریدا به دنیا آمد. پدرش قاضی بخش و تاجری کوچک و اصالتاً اهل ویرجینیا بود که در کنتاکی درس حقوق خوانده و در همان‌جا به جین همپتون موخرمایی برخورده و با او ازدواج کرده‌بود. در ۱۲سالگی پدرش فوت کرد و سمیوئل مجبور شد در چاپخانه‌های محلی پادویی کند و بعد در روزنامه‌ای که برادرش اوریون کلمنز دایر کرده‌بود، ابتدا حروفچین و سپس چاپچی شد. صفحاتی از روزنامه به مقالات طنزآمیز اختصاص داشت. سپس به نیویورک رفت و مدت کوتاهی در چاپخانه‌های کوچک کار کرد. در طی ۲–۳ سال به شهرهای مختلف می‌رفت و در آنجا حروفچینی می‌کرد. وی سفر نافرجامی به آمریکای جنوبی داشت. از ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۴ سوار بر کشتی بخار به می‌سی‌سی‌پی سفر می‌کرد. در ۱۸۵۹ مجوز ناخدایی کشتی گرفت و در این حین با امضاهای مختلف برای مجلات مقاله‌های طنز می‌نوشت. در جنگ داخلی آمریکا نقش کوچکی را برعهده گرفت. در سال ۱۸۶۶ با آلتا کالیفرنیا برجسته‌ترین روزنامه غرب قراردادی امضا کرد.

با اولیوه لنگدن دختر یکی از صاحبان صنایع ثروتمند نیویورک پس از مغازلات بسیار ازدواج کرد. در بیست سال بین ۱۸۷۵ و ۱۸۹۴ شادترین و ثروتمندترین نویسنده بود و بهترین کتاب‌هایش را در این مدت نوشت. اما در نیمه دهه ۱۸۹۰ اندوه و تلخ‌کامی روزافزونی نصیبش شد. دختر جوانش سوزی وقتی پدر و مادرش در خارج بودند مرد. خانم کلمنز که سال‌ها بیمار بود از دنیا رفت و کوچک‌ترین دخترش ناگهان در شب کریسمس فوت کرد. در ۱۹۰۶ انشای سرگذشتش را آغاز کرد. ۱۵ سال آخر عمرش را با نوشتن کتاب‌های جدّی و چند کتاب طنز گذراند. کلمنز نام مارک تواین را از ناخدای یک کشتی که با این نام در مجلات می‌نوشت به‌عنوان ادای دِین گرفت و در تمام کارهای طنزش از این اسم استفاده کرد.

رمان

عصر طلایی

ماجراهای تام سایر

شاهزاده و گدا

ماجراهای هاکلبری فین

یک یانکی اهل کنتیکت در دربار شاه آرتور

تراژدی ویلسون کله‌پوک

تام سایر در خارج

خاطرات شخصی ژان‌دارک

داستان یک اسب (۱۹۰۷)

بیگانه مرموز

داستان کوتاه

جست و خیز قورباغه ولایت کالاوراس (۱۸۶۷)

یک قتل یک راز یک ازدواج

به دنبال خط استوا

مردی که هایدلبرگ را تباه کرد

بشر چیست

زندگی بر روی میسی‌سی‌پی

خاطرات آدم

خاطرات حوا

داستان یک سگ (۱۹۰۳)

منبع: 

  www.wikipedia.org